محمد حسن خان اعتماد السلطنه
462
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
ايران و عثمانى هردو از محمود فرهاد معتمد ، انديشهء ترقى از دكتر فريدون آدميت ، تاريخ مدرسهء عالى سپهسالار از ابو القاسم سحاب ، صدر التواريخ منسوب به اعتماد - السلطنه به تصحيح و تحشيهء محمد مشيرى ، سياستگران دورهء قاجار از خان ملك ساسانى ، شرح حال رجال ايران در قرن 12 و 13 و 14 هجرى از مهدى بامداد ( جلد اول ) و خلسه از اعتماد السلطنه . « * » مستوفى الممالك ، ميرزا يوسف ( ص 39 - ص 16 چاپ اول ) پسر ميرزا حسن پسر ميرزا كاظم پسر آقا محسن آشتيانى متولد 1227 ه . ق ، در آذربايجان بزرگ شد و دستگاه قائم مقام و ميرزا محمد خان زنگنه را از نزديك ديد . پدرش ميرزا حسن در 1261 بنا به لطف محمد شاه مستوفى الممالك شد و اين سمت و عنوان در خانوادهء آنها باقى ماند . ميرزا يوسف در 1268 علاوه بر سمت مستوفى الممالكى حكمران عراق شد . امير - كبير هم با او حسن نظر داشت ، اما او در باطن نسبت به امير صفائى نداشت . كفارهء آن را در زمان ميرزا آقا خان نورى داد و اين مرد براى رسانيدن پسرش به رياست دارائى ايران ميرزا يوسف را به صورت موهنى سوار بر يابوى بىپالانى به عراق تبعيد كرد . بعد از سقوط ميرزا آقا خان مستوفى با همان احترام قبلى به كار برگشت و او نيز در زمان كار ميرزا آقا خان را خرابتر از پيش ساخت . در 1287 امور مملكت همه زير نظر او قرار گرفت ولى با آمدن سپهسالار قزوينى باز از كار كنارهگيرى كرد و به آشتيان رفت و پس از عزل سپهسالار دوباره با احترام قبلى بر سر كار بازآمد . در 25 جمادى الثانيهء 1298 به صدارت انتخاب شد ولى او اين عنوان را تا شعبان 1301 نپذيرفت و سرانجام در ماه رجب سال 1303 در 76 سالگى درگذشت و در باغ خود در ونك مدفون شد . مستوفى الممالك نمونهء كامل كارمندان عالىرتبهء يك حكومت استبدادى بود . بسيار محترمانه زيست و شاه به او « آقا » مىگفت و مردم هم همه او را به اين عنوان ذكر مىكردند . به عرفان و كيمياگرى نيز بىتوجه نبود و سيدى هندى به نام « مدد على شاه » در اواخر نزد او بود و شخصى ديگر به نام « بابا » كه او هم در ونك مدفون است . ولى از آن مهمتر علاقهاى بود كه مستوفى به قنوات و كشاورزى و آبادى داشت و املاك بسيار آباد كرد . مستوفى از مخالفين آداب فرنگى و جديد در ايران به قلم مىرفت ولى در
--> ( * ) مرحوم محبوبى اردكانى خود تركهنامهء ميرزا حسين خان را كه جزو اسناد وجيه الله ميرزا سپهسالار بود و براى كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران خريدارى شد در مجلهء راهنماى كتاب ، جلد 19 ( 1355 ) صفحات 187 - 203 چاپ كرده است . حاشيهء صفحهء 569 ديده شود .