محمد حسن خان اعتماد السلطنه
463
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
عينحال پنهانى در خانه زن اروپائى داشت . از او دو فرزند باقى ماند : يكى حسن مستوفى كه او نيز از هفت سالگى مستوفى الممالك بود و زير نظر ميرزا هدايت وزير دفتر ( پدر دكتر محمد مصدق ) به خدمت حاضر مىشد . ديگر دخترى كه زن جلال الدوله پسر مسعود ميرزاى ظل السلطان شد . مجد الملك رسالهء كشف الغرايب « 1 » را در انتقاد از ميرزا يوسف مستوفى نوشته است . . براى شرح حال مفصلتر او رجوع شود به سياستگران دورهء قاجار از خان ملك - ساسانى ( جلد اول ) ، شرح حال رجال ايران از بامداد ( جلد چهارم ) و صدر التواريخ منسوب به اعتماد السلطنه . مستوفى بسيار بزرگمنش و با گذشت و حقيقتا « آقا » بود . پدر و پسر هردو در زمان خود نمايندهء كامل اعيان خانوادهدار ايران بودند . امين السلطان ، ميرزا على اصغر ( اتابك ) ( ص 40 - ص 16 چاپ اول ) پسر دوم آقا ابراهيم امين السلطان متولد 1275 هجرى قمرى و مقتول در اول شب يكشنبهء 22 رجب 1325 در برابر مجلس شوراى ملى يعنى بهارستان . القاب او عبارت بودند از صاحبجمع ، امين الملك ، امين السلطان و اتابك اعظم . چندان تحصيلاتى نداشت اما خيلى باهوش بود و در زيردست پدرش كه در اين دو خصيصه نظير او و بلكه برتر بود بارآمد . پدرش در رمضان 1300 درگذشت و شاه همه مشاغل او را كه از بيست متجاوز و از آن جمله وزارت دربار و خزانه و گمرك بود به ميرزا على اصغر خان داد . از اين تاريخ وى به لقب پدر يعنى امين السلطان ملقب شد . امين السلطان برادران و كسان خود را روى كار آورد و منجمله شيخ اسمعيل امين الملك را رياست خزانه داد و محمد قاسم خان را صاحبجمع يعنى متصدى امور شترخانه و قاطرخانهء دولتى نمود و آبدارخانه و سقاخانه را به آقا على امين حضرت سپرد . در سفر سوم ناصر الدين شاه همراه او به اروپا رفت و در اين دوره از صدارت است كه امتياز كشتيرانى رود كارون و تأسيس بانك و استخراج معادن ( 1306 ) و انحصار توتون و تنباكو ( رژى ) را در هفتم ربيع الاول 1307 به انگليسها داد ، زيرا جدا طرفدار آنان بود . به همين سبب روسها با او مخالف بودند . اما پس از لغو امتياز رژى از انگليسها برگشت و به روسها پيوست و آنها نيز او را به گرمى مىپذيرفتند ، زيرا مرد كارآمدى بود .
--> ( * ) اين رساله به نام رسالهء مجديه نخست به كوشش سعيد نفيسى ( تهران ، 1321 ) و بار ديگر به اهتمام فضل الله گرگانى به نام « بيست سال بعد از امير كبير » ( تهران ، 1358 ) چاپ شده است به انضمام مقدمهاى به قلم دكتر على امينى نبيرهء مجد الملك .