محمد حسن خان اعتماد السلطنه
461
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
گيلان نمايد و در رشت بگذارد . ولى اندكى بعد دوباره او را احضار كرد و به وزارت خارجه منصوب نمود . در 1291 وزارت جنگ نيز به او داده شد و به سپهسالار اعظم ملقب گرديد . در 1295 دوباره شاه را به اروپا برد . تا اينجا سپهسالار از انگليسها جانبدارى مىنمود ولى پس از بازگشت از اين سفر طرفدار روسها شد . در اوايل شوال 1297 از سپهسالارى و امور قشونى و وزارت خارجه و برخى كارهاى داخله معاف شد و چندى بعد به حكومت قزوين منصوب شد و چون در همان وقت غائلهء شيخ عبيد الله پيشآمد سپهسالار به پيشكارى آذربايجان منتقل و مأمور فرونشاندن غائله شد و از عهده برآمد . در 1298 براى تعزيت قتل الكساندر دوم و تهنيت جلوس الكساندر سوم به پطرزبورغ فرستاده شد و چون از اين سفر بازآمد به حكمرانى خراسان و سيستان و توليت آستان قدس رضوى منصوب شد و در مشهد در شب 21 ذيحجه 1298 در 57 سالگى درگذشت . تهورآميزترين عمل سپهسالار امضاى قرارنامهء رويتر بود كه در حقيقت تمام منابع ثروت ايران را به مدت هفتاد سال در دست اين يهودى آلمانى انگليسى شده قرار مىداد . ( 18 جمادى الثانيهء 1289 مطابق 28 ژوئيه 1872 ) . مشير الدوله براى برقرارى قانون و نظامى نظير ممالك اروپائى در ايران بسيار كوشيد ، اما چندان نتيجهاى نگرفت . چه اصل كار يعنى نفعپرستى و اعمال نظر خصوصى كه بر سيره و اخلاق عمومى حكومت مىنمود قويتر از آن بود كه قانون بتواند بر آن غلبه كند . ميرزا حسين خان در دورهء صدارت جنگ خود چند روزنامه و از آن جمله روزنامهء « مريخ » را كه به نام خداى جنگ در اساطير رومى است تأسيس نمود كه اين كار نيز چندان نپائيد . نيز از كارهاى او آوردن كارخانهء چراغگاز بود كه آن هم به زودى تعطيل شد و براى هريك از اينها در جاى خود شرحى داده خواهد شد . حاج ميرزا حسين خان در جوانى اندك مدتى براى تحصيل به اروپا فرستاده شد ولى گويا تحصيل قابلى نكرد و زود به ايران برگشت . از اين جهت زبان فرانسه را خيلى كم مىدانست و از زبانهاى خارجى فقط تركى عثمانى را خوب صحبت مىكرد . اصول حكومت او هم بيشتر مقتبس از رويه و افكار رجال عثمانى بود در اخذ تمدن جديد و نظم اروپائى در مملكت . سپهسالار اولاد نداشت و نعم الخلف او مدرسهء سپهسالار و ساختمان بهارستان يعنى مجلس شوراى ملى فعلى است كه در اواخر آن شروع به ساختمان آن دو كرد و مدرسه سالها بعد از او به اتمام رسيد . سپهسالار فكر كتابخانهء مدرسه را هم كرد و كتابخانهء شاهزاده عليقلى ميرزا اعتضاد السلطنه را يك جا خريد و بر مدرسه وقف كرد . براى شرححال سپهسالار رجوع شود به كتابهاى سپهسالار اعظم و تاريخ روابط