محمد حسن خان اعتماد السلطنه
731
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
قاجاريه از زمان فتحعلى شاه است كه چون قفقاز را از دست داد او را پادشاه كشورستان نوشتند و بر اين قياس همهء پادشاهان را . ناحيهء قطور اصلا متعلق به ايران بود . در خلال تيرگى روابط و جنگ انگليس با ايران عثمانيها كه هميشه و در هر فرصت به ضرر ايران اقدام مىنمودند برخى از نقاط سرحدى و من جمله قطور را به تصرف آوردند كه اسناد مربوط به آن ضمن مبحث روابط ايران و عثمانى در اسناد فرخ خان امين الدوله چاپ شده است ( ج 2 ص 34 و 159 و 218 و 220 و 221 و 236 و 239 و 343 و ج 3 ص 19 - 71 - 77 و 131 ) ناحيهء قطور همچنان در تصرف عثمانيها بود تا زمان انعقاد كنگرهء برلن . در آن كنگره كه دولت عثمانى مال المصالحهء سازش دول بزرگ با يكديگر بود هرچه توانستند از گوشه و كنار آن دولت زدند و اتفاقا اين حق هم به حقدار رسيد و قطور به ايران باز داده شد و بنابراين نمىتوان عنوان توسعهء مملكتى به آن داد . در زمان خود ناصر الدين شاه غصب شد و دوباره به ايران بازگشت . ( مادهء شصتم قسمت اخير ماده ) ( مرآت البلدان ج 3 ص 261 ) . و اما از سمت مشرق جنوبى : « . . . انگليسها موفق شدند تا كنار رود سند را با دست آقا خان محلاتى از ايران مجزا نمايند و سواحل زاد مشكل ( غلط چاپى است : ماشكيد ) و ايل يار احمدزاى و جالسك را كه قبور پادشاهان صفارى در آنجا واقع است با دست احتشام الوزاره از ايران جدا كنند » . ( دست پنهان سياست انگليس در ايران ، چ 1 ص 18 ) قسمت ديگر را هم بعدا پس از حكميت يكطرفهء كلنل ماكماهون كه يمين نظام نمايندهء ايران آن را رد كرد ( سياستگران دورهء قاجار ، ج 2 ص 327 ) ولى ميرزا - نصر الله خان مشير الدوله نائينى به او تلگرافى دستور مىفرمايد « . . . هرچه ماكماهون از حدود سيستان مىخواهد بىچونوچرا بدهيد » ، و اين هم دنبالهء تحديد حدود در زمان مظفر الدين شاه ( همان كتاب ص 346 ) سرپرسى سايكس كه خود عضو اين كميسيون بوده است مىنويسد : « . . . در چادر انتخاب صورت مجلس مربوطه را هردو نفر ( احتشام الوزاره و سايكس ) امضاء كرده و در يك جلسهء رسمى ديگر نيز فقط توضيحاتى راجع به ستونهاى سرحدى داده و نقشههاى آنها را به مهر و امضاء رسانديم . اسد الدوله ( همان اسعد الدوله صحيح است ) خيال مىكرد كه موضوع را به نفع خود خاتمه داده و خيلى اظهار مسرت مىكرد و اين جانب نيز تعمدا خود را افسردهخاطر نشان داده و در موقع خواندن صورت مجلس فقط به قرائت طول و عرض هريك از ستونها اكتفا نمودم . . . آخرين قضيه ضيافتى بود كه به افتخار كميسيون سرحدى داده شد ، زيرا خطوط سرحدى كه سيصد ميل طول آنها بود در عرض يك ماه تعيين گرديد و جاى آن را دارد كه براى حسن تدبير رؤساى دو هيئت اعزامى كتابها نوشته شود . » ( هشت سال در ايران ، ترجمهء آقاى حسين سعادت نورى ج 2 چ 1 ص 51 و 53 )