محمد حسن خان اعتماد السلطنه

729

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

السلطنه ايجاد تماشاخانه از كارهاى مخبر الدوله وزير علوم بوده است در جمادى الثانيهء 1303 و بازيگرها فرنگى بوده‌اند كه طوطىوار فارسى يادگرفته بوده‌اند و بازيشان هم جالب نبوده است ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 472 ) گاهى هم ارامنه بازى مىكرده‌اند و شاه هم بدانجا مىرفته است ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 692 و ص 708 ) گاهى هم اسماعيل بزاز مقلد معروف در آنجا بازى درمىآورده است ، من جمله بازى « سرهنگ مجبورى » ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 714 ) ادارهء احتساب ( ص 163 - ص 119 چاپ اول ) اين احتساب با احتساب قديم خيلى فرق دارد و فقط شامل رفت‌وروب و آب - پاشى كوچه‌ها و معابر است . رباعى دربارهء پليس و كنت دومنت فرت ( ص 164 - ص 120 چاپ اول ) اين رباعى گويا از ناصر الدين شاه است و در جواب آن گفته شده است . همدست اگر شود به ابليس پليس * در چرخ عطارد ار شود خفيه نويس موئى نشود ز خايهء رندان كم * ور نوره شود تمام شهر پاريس * * * * نيز از رباعيات مستهجنى كه دربارهء كنت و دستگاه او گفته شده اين است : اى مىخواران سياه شد روز شما * حكم است پليس بو كند پوز شما از من شنويد دمى دگر حقنه كنيد * تا بوى كنند بعد از اين . . . شما و پيداست كه براى چه امرى بوده است ( اطلاعات ماهانه ، ش 32 ص 16 ) رسالهء عناوين و القاب ( ص 167 - ص 123 چاپ اول ) اين رساله در رمضان 1279 چاپ و اخيرا نيز در فرهنگ ايران‌زمين ( جلد 19 ) بطور افست تجديد چاپ شده است . ( ص 50 - 61 ) منشئات ( ص 167 - ص 123 چاپ اول ) مبالغه است و خوش‌آمدگوئى ، بعد از قائم مقام هيچكس نثر را مثل او ننوشته