محمد حسن خان اعتماد السلطنه
434
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
تاج الملوك ملقبه به ام الخاقان ازدواج نمود اما ظاهرا باهم توافقى نداشتند و لذا در ماه صفر 1293 به دستور شاه او را طلاق داد و جز او زنان متعدد ديگرى هم اختيار نمود . مهمترين حادثهء دورهء وليعهدى او طغيان شيخ عبيد الله است در كردستان كه باعث زحمت بسيار شد و لذا وليعهد مغضوب و به طهران احضار گرديد ( ربيع الثانى 1298 ) . پس از قتل ناصر الدين شاه بفاصلهء سى و هشت روز در 25 ذيحجهء 1313 وارد طهران شد و به سلطنت نشست و صدارت را همچنان به امين السلطان سپرد . در زمان سلطنت سه سفر به اروپا رفت . نخست در اواخر سال 1317 كه در آن سفر سوءقصدى هم به او شد ولى كارگر نگشت . براى اين سفر بيست و دو ميليون و نيم روبل معادل دو ميليون و چهارصد هزار ليره از روسيه قرض گرفته شد . سفر دوم در 1320 بود كه شش ماه و بيست و دو روز به طول انجاميد و براى مخارج آن ده ميليون روبل با سود صدى چهار از روسيه قرض گرفته شد . سفر سوم در 1323 كه شهرت داد كه به قصد زيارت حضرت رضا مىرود و خود به اروپا مىرفت و از اينرو در نظر عامه تأثير بد گذارد و بسيارى از بازرگانان در حضرت عبد العظيم متحصن شدند و پنج روز بازارها بسته بود . اين مسافرتها همه بعنوان معالجه بود ولى در حقيقت اطرافيان شاه مىخواستند گردش كنند و استفاده ببرند و شاه بيچاره در اين ميان آلتى بيش نبود . قطع نظر از اين قرضها كه البته به ضرر مملكت بود در دورهء مظفر الدين شاه امتيازاتى نيز به بيگانگان داده شد كه بسيار زيانآور بود از جمله امتياز نفت جنوب به ويليام ناكسدارسى استراليائى انگليسى كه بلاى جان ايران شد در صفر 1319 ( مه 1901 ميلادى ) . ديگر امتياز تأسيس بانك استقراضى روسها كه در سال 1900 ميلادى ( 1318 ه . ق ) داده شد و نيز از كارهاى عمدهء دورهء سلطنت او وضع تعرفهء جديد گمركى بود در 1320 ه . ق . كه به نفع روسيه و به ضرر انگلستان و مخفيانه به دستيارى اتابك و نوز بلژيكى صورت گرفت و رسميت يافت . چه نوز براى آنكه عثمانيها را هم وادار به تغيير سياست خود و قبول تعرفهء ايران كند سفرى به اسلامبول كرد . نتيجه آن شد كه انگلستان درصدد آن برآمد كه كارى كند كه اصل اشكال يعنى مداخلهء روسها در ايران متزلزل شود و از اينجهت بازى مشروطه را راه انداخت و مشروطهء اعطائى نصيب ايران گشت . بعدا هم با عقد قرارداد 1907 با روسيه كنار آمد و به ظاهر دعوى خاتمه يافت . مظفر الدين بسيار ساده و كمفهم و كمدل و متدين و كمآزار بود . در زمان وليعهدى معروف شد كه به شيخيه تمايلى دارد و به آنها گرويده است . مدتى در نزد دامادش صنيع الدوله درس حساب مىخواند و به قول حاج مخبر السلطنه مدتى صرف اين كار شد و كار به تفريق نرسيد تا چه رسد به ضرب و تقسيم . از طوفان و باران و رعد و برق مىترسيد و در اين مواقع مشهور است كه عباى سيدى بنام سيد - بحرينى را بر سر مىگرفت . بسيار فراموشكار بود و چون اغلب بيمار بود به حفظ