محمد حسن خان اعتماد السلطنه

626

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

تعريف و تمجيد كرد . قرة العين و حاج محمد على بارفروش معروف به قدوس كه ابتدا بر سر رياست باهم دعوى داشتند باهم كنار آمدند و در يك هودج نشسته رو به مازندران آوردند و قرة العين سخت به كار تبليغ پرداخت و نظر به وضع خاص جمعيت دوروبر او روزبه‌روز بيشتر مىشد . در اين جريانات بابيها در قلعهء طبرسى اجتماع و با دولت آغاز مخالفت و طغيان نمودند . قرة العين خواست به آنها ملحق شود كه به علت محاصرهء قلعه به دست قواى دولتى افتاد و او را تحت الحفظ به طهران فرستادند و در خانهء محمود خان نورى كلانتر طهران كه چند تن ديگر از بابيان نيز در آنجا بودند توقيف كردند و او از 1264 تا 1268 قريب به پنج سال در آنجا توقيف بود تا اينكه موضوع تيراندازى به ناصر الدين شاه پيش‌آمد . با آنكه عده‌اى را به تقصير اين كار گرفته بودند و همه را هم كشتند قرة العين نيز به آن سبب محكوم به مرگ شد و در 28 شوال 1268 شبانه مأمورين او را از همان خانهء محمود خان كلانتر كه گويا تمام مدت حبس در آنجا بود تحويل گرفته به بهانه بردن خانهء صدراعظم او را به « باغ ايلخانى » بردند و خفه كردند و جسدش را به چاهى انداختند و چاه را انباشتند . برخى ديگر محل تدفين او را از قول يكى از معمرين در چاه حمام بهارستان كه معروف به حمام وليعهد بود و در زير راهرو عمارت وروديهء تماشاچيان مجلس شوراى ملى واقع بود مىدانند ( مجلهء تمدن دورهء دوم ش 4 ص 174 ) . قرة العين را اهل فضل و ادب و كمال و جمال مىدانند ولى ظاهرا در توصيف او مبالغه شده است . عالم‌زاده و در صحبت عالم و در خانه عالم بوده . جسارت داشته و اول زنى است كه مكشوفه و آزاد در ميان جمع سخنرانيها كرده است و خود اين كيفيت باعث مىشود كه درباره او به مبالغه پردازند . براى شرح حال مفصل او رجوع فرمائيد به كشف الحيل عبد الحسين آيتى ، فلسفهء نيكو از حسين نيكو ، فتنهء باب از اعتضاد السلطنه و شرح حال رجال ايران از مهدى بامداد ، ج 1 ص 204 . سيد على محمد باب ( ص 62 - ص 38 چاپ اول ) پسر سيد رضاى بزاز شيرازى و متولد اول محرم 1235 هجرى قمرى ، در كودكى او را به مكتب فرستادند و او چندان استعدادى از خود نشان نداد . چندى هم در نزد دائيش به كسب پرداخت . آنگاه به عراق رفت و در حوزهء درس سيد كاظم رشتى رفت‌وآمد مىنمود ، ولى ظاهرا پايه و مايهء فهم مسائل دقيق علمى و كلامى را نداشت . حوزهء درس سيد رشتى پر بود از شاگردان و پيروان شيخ احمد احسائى كه اغلب بلكه همهء آنها در باب وجود امام زمان ( ع ) و غيبت او و ارتباط شيعيان با آن حضرت عقايد تازه‌اى داشتند . ميرزا على محمد در ضمن اهل رياضت هم بود و با برخى از اهل حوزهء درس در