محمد حسن خان اعتماد السلطنه

618

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

طغيان سالار در خراسان ( ص 61 - ص 37 چاپ اول ) پسر پنجم اللهيار خان آصف الدوله كه از طرف پدر نوادهء ميرزا محمد خان بيگلربيگى و از طرف مادر نوادهء فتحعلى شاه ( پسر بزرگ مريم خانم دختر پنجم شاه ) و خود داماد على ميرزاى ظل السلطان بود و از همان آغاز جوانى مانند اللهقلى خان ايلخانى ماليخولياى بزرگى و پادشاهى داشت ( تاريخ نو ، ص 303 ) و چون مىديد كه حاج ميرزا آقاسى از ايلخانى پشتيبانى مىنمايد جنون سلطنت‌طلبى در او شدت يافت . على الخصوص كه جد اعلاى او خود را از سلطنت‌طلبى كنار كشيده و راه را براى آغا محمد خان باز كرده بود و پدرش خود را برتر از حاجى ميرزا آقاسى مىدانست . محمد شاه نيز عليل و صوفىمآب و ايران نيز به علت وجود حاجى ميرزا آقاسى در رأس كارها قرين اغتشاش و ناامنى و زمينه براى عملى ساختن فكر او نسبتا آماده بود و دستهاى داخلى و خارجى نيز او را بدين كار تشويق و تحريك مىنمودند . ازاين‌رو به حكمرانى خراسان رسيد در محرم 1263 طغيان خود را آشكار كرد ( منتظم ناصرى ، ج 3 ص 197 ) و محمد شاه و حاجى - ميرزا آقاسى از عهدهء او برنيامدند . چه او با جعفر قلى خان ايلخانى ايل شادلو و حاكم بجنورد وصلت كرده و ساير سرداران و رؤساى خراسان را يا مطيع ساخته و يا از ميان برده و بلا اثر گذارده بود . چون نوبت صدارت به امير كبير رسيد رفع غائلهء سالار را مقدم بر هر كار داشت . ابتدا حاجى نور محمد خان عموى سالار و سليمان خان افشار را به استمالت نزد او فرستاد و گرچه سالار حاضر به تسليم نشد اما جعفر قلى خان به‌طرف دولت گرائيد . امير ، سلطانمراد ميرزا را به دفع سالار مأمور كرد و او شهرها و قلاع ميان طهران و مشهد را تسخير كرده مشهد را گشود ( 9 جمادى الاولى 1266 ) و سالار و برادرش محمد على خان و دو پسرش امير اصلان خان و يزدانبخش خان را گرفت و به جز آخرى كه كودك بود بقيه را در شب دوشنبه 16 جمادى الثانيهء 1266 به جرم طغيان كشت . يزدانبخش خان بعدا به عراق رفت و در آنجا زندگى مىكرد و از طرف دولت مقررى داشت و سالى كه ناصر الدين شاه به عتبات مشرف شد اضافه مقررى براى او تصويب كرد . برادر ديگر سالار ميرزا محمد خان بيگلربيگى هم كه با سالار همدست بود در سبزوار دستگير شد و در طهران محبوس بود و در شب چهارشنبه 9 رجب 1266 اعدام شد . در مورد سرنوشت اينها كلنل شيل سفير انگليس مداخله و بسيار كوشش كرد كه آنها را از مجازات برهاند ولى توفيق نيافت . املاك و اموال خانواده سالار و پدرش هم در قبال مخارج اردوكشيها ضبط و خالصهء دولت شد كه قسمتى در زمان محمد شاه صورت گرفت و قسمتى در زمان ناصر - الدين شاه .