محمد حسن خان اعتماد السلطنه

619

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

خسرو خان والى و شورش كردستان ( ص 62 - ص 37 چاپ اول ) پسر بزرگ خسرو خان اول والى كردستان و حسن جهان خانم معروف به واليه دختر بيست و يكم فتحعلى شاه كه پس از فوت پدرش در 1250 به درخواست مادرش در ده سالگى حاكم كردستان شد و بعد خواهر محمد شاه طوبى خانم را به زنى گرفت . در 1254 مأمور تنبيه عبد الله پاشاى بابان شد و به شهرزور رفت . اما چون جوانى ناآزموده و عياش و شرابخوار بود عبد الله پاشا در دره‌اى كمين كرد و شب هنگام كه والى مست و سران سپاهش در خواب بودند بر اينها تاخت و جمعى را كشت . والى فرار كرد و اموال اردو به دست دشمن افتاد . از اين‌رو محمد شاه از كار او راضى نبود و والى هم سر خودسرى داشت و بالاخره در 1263 خسرو خان گرجى معروف به والى را به كردستان فرستاد تا او را به طهران فرستد و خود حاكم باشد و از اين جهت هم خسرو خان را « والى » گويند و او رضا قلى - خان و بعدا زنش طوبى خانم را به طهران فرستاد و رضا قلى خان محبوس شد . پس از مرگ محمد شاه از زندان فرار كرده به كردستان بازگشت و خودسرى آغاز كرد . امير كبير برادر كوچكتر او را كه به غلامشاه خان مشهور « * » و به امان الله خان موسوم بود به‌جاى او حاكم كردستان كرد و به زحمات او دوباره كردستان امن شد . طوبى خانم زن او در شب يكشنبه غرهء شعبان 1299 درگذشت . ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 197 ) ميرزا حسين خان آجودانباشى ( - نظام الدوله ) و شورش فارس ( ص 62 - ص 37 چاپ اول ) خواهرزادهء ميرزا جعفر خان مشير الدوله و به احتمال قوى اولين آجودانباشى نظام جديد ايران و از طايفهء مقدم مراغه . در اواخر زمان عباس ميرزا از سرداران قشون بود و در جنگهاى دوم روس و ايران شركت داشت و به مساعدت ميرزا محمد خان زنگنه مقام آجودان‌باشيگرى يافت . در لشكركشى به هرات در زمان محمد شاه از فرماندهان بود و قريب بيست هزار سپاهى در زير فرمان داشت و شاه پس از بازديد سپاه او را مورد عنايت قرار داد و درجهء سرتيپى به او داد . در 1254 مأمور سفارت دربارهاى اروپاى مركزى غربى شد و در 23 جمادى الثانيهء آن سال به اتفاق همراهان و من جمله عبد الفتاح گرمرودى كه شرح اين سفر را نوشته است از تبريز بيرون آمد و از راه اسلامبول عازم اروپا شد . در وينه مترنيخ به خوبى از او پذيرائى كرد و به مطالب او رسيدگى و اقداماتى نمود كه در انگلستان نيز او را

--> ( * ) صفحهء 587 ديده شود .