محمد حسن خان اعتماد السلطنه
602
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
عبد الله ميرزا ( ص 57 - ص 33 چاپ اول ) پسر بيست و ششم عباس ميرزا كه در جوانى فوت شد . اين مأموريت او در سال 1264 بوده است . در آغاز سلطنت ناصر الدين شاه . ( منتظم ناصرى ، ج 3 ص 196 ) ميرزا شفيع تويسركانى ( ص 57 - ص 33 چاپ اول ) از مستوفيان دربار در 1271 وزير كرمان شد و در 1272 وزير يزد بود و در 1275 به واسطهء شكايات اهالى معزول شد و ميرزا فتحعلى صاحب ديوان بهجاى او رفت . از جمله تعديات او اينكه مبلغ هنگفتى از مرحوم حاجى احمد افشار پدر مرحوم حاجى محمد صادق و جد آقاى دكتر محمود افشار و برادران و جد اعلاى آقاى ايرج افشار و برادران مصادره كرد و بعدا آن را « جهاديه » نام نهاد . حاجى به طهران آمد و تظلم كرد و آنقدر ايستادگى نمود تا آن پول را پسگرفت . « * » در 1278 دوباره وزارت يزد به او داده شد . عميد الملك ، ناصر قلى خان قاجار ( ص 57 - ص 34 چاپ اول ) پسر امير اصلان خان مجد الدوله و پسرخالهء ميرزا على خان امين الدوله و پسر - عموى عليرضا خان عضد الملك در 1285 ملقب به عميد الملك شد و در سالهاى 1285 و 1295 و 1301 و 1310 حاكم خمسه بود . در دفعهء دوم بود كه پس از فرار عباس ميرزاى ملكآراء اسناد او به دست وى افتاد و من جمله كتاب شرح حال يا روزنامهء او بود كه به قول اعتماد السلطنه در آن خيلى بد از شاه و مادر شاه نوشته است و ازاينرو قطعا اين كتاب در همان موقع به نظر شاه رسيده است . ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 190 )
--> ( * ) خورموجى در حقايق الاخبار نوشته است : « چنانچه در چهار سال قبل كه اول نوبت وزارت و حكمرانى ميرزا شفيع تويسركانى در دار العباد يزد و ثانى اشرف چوپانى بود ، از حاجى احمد نام افشار كه از معتبرين و اشراف تجار آن ديار است مبلغى گزاف كه به مرتبهء عشرات آلاف مىرسيد مصادره نمود . پس از اشتهار چون مقام جحد و انكارى نبود اجتهادى نموده وجه جهاديهاش ناميد . به دار الخلافه حمل داد . شهريار عدالتگستر چون از ماجرا مطلع و مستحضر آمد پس از مؤاخذهء شديد بدون زياده و نقصان به حاج مشار مسترد گردانيد » ( حقايق الاخبار ، چاپ جديد حسين خديو جم ، ص 270 - 271 ) . همچنين نگاه كنيد به روايت دكتر محمود افشار در مقدمهء كتاب « گفتار ادبى » ( جلد اول ، تهران ، 1360 ) و به مجموعهء كمينه نوشتهء ايرج افشار ( تهران ، 1352 ) .