محمد حسن خان اعتماد السلطنه

563

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

آن مقام بود . آنگاه به علت دعوى و زدوخورد توپچيها و نسق‌چيها مغضوب و از مقام و درجة خود خلع شد . ( 24 رجب 1306 ) عليقلى خان افشار ( ص 49 - ص 26 چاپ اول ) از بزرگزادگان آذربايجان كه در 1274 آجودان‌باشى نظام و غير نظام گرديد و خلعت گرفت . ( حقايق الاخبار ، چ 2 ص 233 ) حاج محمد حسين جبه‌دارباشى ( ص 49 - ص 26 چاپ اول ) پسر بدر خان شيرازى رئيس جبه‌خانهء زنديه در شيراز كه بعد از پدر به مقام او رسيد و در 1266 امير كبير او را به طهران احضار و رئيس قورخانه كرد و او خدماتى به قورخانه كرد و در 1271 درگذشت . دبير الملك شيرازى ، ميرزا نصر الله ( ص 49 - ص 26 چاپ اول ) متولد 1252 هجرى قمرى در شيراز كه در 1266 به اتفاق پدر خود به طهران آمد و در 1271 به‌جاى پدر رئيس جبه‌خانه شد و چون ملكم مجمع فراماسونى در ايران پديد آورد او نيز عضويت آن را پذيرفت و پس از انحلال آن در 12 ربيع الثانى 1278 دستگير و از ايران تبعيد گرديد . او سالها در عراق و استانبول به وضع پريشانى روزگار مىگذرانيد اما كوشش و پايمردى پسرعمويش ميرزا عبد الوهاب خان آصف الدوله باعث شد كه شاه او را عفو كند . پس او به ايران آمد و چون مرد تحصيل كرده و بامعلوماتى بود و خط نستعليق را خوش مىنوشت منشى وزارت خارجه شد . ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 317 ) در موقعى كه حاج ميرزا حسين خان سپهسالار صدراعظم شد ، چون در استانبول با او آشنائى و خصوصيت پيدا كرده بود او را مورد توجه قرار داد و در نتيجه به ترقياتى نايل گرديد و حتى او را با خود به مشهد برد كه پس از درگذشت سپهسالار به طهران برگشت . در 1301 ملقب به دبير الملك گرديد و نايب اول وزارت خارجه و مدير ادارات آن وزارتخانه شد ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 317 ) و پس از آن وكيل امور آذربايجان در طهران بود . پس از قتل ناصر الدين شاه مدتى عنوان و سمت وزارت رسائل خاصه را داشت و