محمد حسن خان اعتماد السلطنه
564
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
در 1317 وزير داخله شد و در 1319 در شصت و هفت سالگى درگذشت . وى از دوستان ميرزا على اصغر خان اتابك نيز بود . اينكه در كتابى از قول اعتماد - السلطنه نوشته است كه بيست سال اسب او را دوانده بودند همين شخص است نه ميرزا - نصر الله خان مشير الدولهء نائينى . لمر فرانسوى ( ص 49 - ص 26 چاپ اول ) معلم موسيقى دار الفنون بود و در اواخر عهد ناصر الدين شاه در آن مدرسه خدمت مىنمود . در ضمن به تجارت هم مىپرداخت و در رجب 1305 مقدارى مال التجارهء او بهطور ناشناخته محض خواهش شاه در مورد بخشيدن اسباب راهآهن امين الضرب بدون گمرك از مرز روسيه وارد ايران شد . ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 624 ) در محرم 1306 به دستور شاه او و امين الضرب مأمور شدند كه دربارهء فرستادن امتعهء ايران به نمايشگاه پاريس مذاكره نمايند . ( خاطرات ، ص 677 ) در رمضان 1309 طولوزان خواست كه امتياز سد اهواز را به نام او كه دامادش شده بود بگيرد . ( خاطرات ، ص 921 ) در 1313 موزيكانچىگرى را ترك كرده يكسره مشغول تجارت شد . در عينحال از دولت هم حقوق مىگرفت . ( خاطرات ص 11 و 14 ) . وى در ضمن تجارت براى گرفتن امتياز و استقراض و اين قبيل كارها هم دلالى مىكرد و اعتماد السلطنه مىنويسد كه او براى انگليسها هم كار مىكند . ( خاطرات ، ص 783 ) كلنل ماتراتسو ايتاليايى ( ص 49 - ص 26 چاپ اول ) بعد از بارون گومونز معلم پياده نظام مدرسهء دار الفنون شد . نام او را در كتابهاى ايرانى ماتلاتسو و مطراتسو هم نوشتهاند . وى در رمضان 1268 به ايران آمد و به سمت مربى سپاه ايران ( وقايع اتفاقيه نمرهء 73 ) و معلم پياده نظام و فن جنگ ( تاكتيك ) در دار الفنون انتخاب شد و علاوه بر تدريس به شاگردان عدهاى از صاحبمنصبان و امراء لشكر را نيز تعليم مىداد ( وقايع اتفاقيه ، نمرهء 103 ) . دو كتاب نيز در فن جنگ نوشت كه در ميان شاگردان مدرسه توزيع شد . ظاهرا همين شخص است كه به نام « قولونل ايتاليائى » براى استخدام او بين امير كبير و كلنل شيل سفير انگليس گفتگوئى بوده و امير به آسانى به اين كار تن در نمىداده است . ( امير كبير و ايران از فريدون آدميت ، ج 1 چاپ 1 ص 152 تا 154 ) . مترجم او هم عبد الحسين خان آتى الذكر بوده است كه پس از او خود معلم پيادهنظام شد .