محمد حسن خان اعتماد السلطنه

556

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

كردم . خودم هم در سال مبلغى نقد و جنس به او مىدهم . در اين ناخوشى دختر من خيلى بدرفتارى كرد . . . » ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 191 ) و نيز به مناسبتى مىنويسد : « بر هفت پشت طولوزان لعنت كه يكى از محترمين دولت ايران است . علاوه بر ساير جنايات درجاتى خدمت طبى سلطنتى را هم مختل كرده است ، هم خودش پير و خرفت و عارى از كار شده است و هم از شدت بخل و حسد كه دارد نمىگذارد در خدمت پادشاه يك طبيب فرنگى يا ايرانى بماند . . . نعمت سى و نه سالهء ايران را فراموش كرده و سيصد هزار تومان اندوخته كه كرده يادش رفته است . . . » ( خاطرات ، ص 1089 ) اما در جاى ديگر در شعبان 1292 كه طولوزان از مرخصى و سفر اروپا برگشته و او به ديدنش رفته مىنويسد : « . . . خانهء او رفتم ، بسيار مشعوف از ديدن چرا كه دوستى بهتر از او گمان ندارم داشته باشم » . ( خاطرات ، ص 21 ) طولوزان پس از بازگشت از اين مرخصى كتابچه‌اى دربارهء كارخانجات لازمه در ايران نوشته و بيش از همه تأكيد در ساختن سد اهواز كرده بود و اين كتابچه را اعتماد السلطنه براى شاه ترجمه كرد و ظاهرا براى تشويق و ترغيب شاه در باغ لاله‌زار ماكت سد و كشتيهاى كوچك و راه‌آهن كوچك و غيره ساخته بود كه شاه به تماشاى آنها رفت و پسنديد . ( خاطرات ، ص 320 ) با اين همه القاء فكر سد سازى براى اين بود كه خودش مىخواست امتياز سد كارون را بگيرد و يك بار هم گويا امتياز آن را گرفته بود ولى انگليسها مخالفت كرده بودند . ( خاطرات ، ص 920 ) باوجود اين طولوزان به قول اعتماد السلطنه دوست انگلستان بود . ( خاطرات ، ص 918 ) . امتياز بانك و تنباكو را تماما اين سبب شد ( خاطرات ، ص 1201 ) در سال 1312 گويا امتياز زمين‌كنى و طلاشوئى تمام ايران را گرفته بود كه به قول اعتماد السلطنه « تا به حال به رو و آبروى ايران كار داشت ، حالا ديگر به زير و ما تحت ايران دست انداخته است . » ( خاطرات ، ص 1150 ) زمانى هم با روسها گرم گرفته بود و به قول اعتماد السلطنه بىدليل با آنها همراهى مىكرد و گويا باز خيال فتنه‌اى داشت . ( خاطرات ، ص 1201 ) طولوزان دو دختر داشت كه يكى را چرچيل قونسول انگليس در گيلان گرفته بود ( خاطرات ، ص 1155 ) و ديگرى را لومر معلم موسيقى دار الفنون نظام ( خاطرات ، ص 783 ) سن طولوزان را اعتماد السلطنه در ذيقعدهء 1312 هشتاد سال و ثروتش را چهار - صد هزار تومان پول نقد در بانك فرانسه و حقوق را ساليانه شش هزار تومان ذكر و اضافه كرده است كه « براى جلب يك تومان دين و دولت خود را به باد داده و مىدهد . ايجاد بانك انگليس در ايران به واسطهء او شد . كمپانى رژى تنباكو به واسطهء او به ايران آمد . حالا مىخواهد پادشاه و ولىنعمت ما را تطميع كرده دو كرور از انگليسها مجددا قرض كند . . . » ( خاطرات ، ص 1147 )