محمد حسن خان اعتماد السلطنه
555
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
رفاقت داشت ( 1306 هجرى قمرى ) . ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 198 و 740 ) . كلمهء نمسوى ( نمساوى ) منسوب است به « نمسه » نام مملكت اطريش در ايران آن زمان و اين كلمه از روسى گويا وارد فارسى شده است و چون چكوسلواكى امروز و بوهم و موراوياى آن روز در آن زمان جزو امپراطورى اطريش بوده است لذا دكتر پولاك را نمسوى يعنى اطريشى خواندهاند . دكتر طولوزان ( ص 47 - ص 25 چاپ اول ) دكتر ژوزف دزيره طولوزان J . D . Tholozan پروفسور اگرژه و داراى درجهء سرگردى در قشون فرانسه در سفرى كه امين الملك فرخ خان به سفارت فرانسه رفت به دستور دولت استخدام شد و از سال 1859 ميلادى تا سال 1897 ميلادى يعنى سى و هشت سال در كشور ايران و در خدمت دولت ايران بود و مكتبى طبى در كشور ما ايجاد كرد . وى علاوه بر طبابت شاه و درباريان به عدهاى از ايرانيان ، خارج از دار الفنون درس طب و جراحى مىداد و عدهء زيادى از شاگردان مدرسهء طب حتى پس از فراغت از مدرسه دورهء تكميلى و تخصصى را نزد او مىديدند و پس از آنكه دركار خود مهارت مىيافتند به خدمت طبابت اشتغال مىورزيدند . وى همچنين براى فرستادن برخى از شاگردان مستعد به اروپا زمينه را فراهم و دولت را تشويق مىنمود و به كمك همين شاگردان و همكاران بود كه يك سلسله كتابهاى طبى و غير طبى در ايران انتشار داد مثل « بدايع الحكمهء ناصرى » كه در سال 1287 قمرى در طهران چاپ شد و « زبدة الحكمهء ناصرى » كه در 1280 به چاپ رسيد و « قانون نظم قشون » كه در 1277 طبع گشت . دكتر طولوزان در موقع فراغت بيشتر به تدريس كالبدشناسى سلسلهء اعصاب و دستگاه گردش خون و تشريح در روى گوسفند مىپرداخت . وى مكتشف يك نوع كنه است كه در كتب علمى به نام وى ناميده مىشود . غير از مسائل طبى دكتر طولوزان به علت اقامت ممتد در ايران و ارتباط با شاه و درباريان و احتياج به وجود او ، در كارهاى سياسى نيز دخالت و براى بيگانگان على الخصوص انگليسها دلالى هم مىكرد . اعتماد السلطنه چون زبان فرانسه مىدانست خيلى با او محشور بود و به اقتضاى طبع پر توقع خويش گاه او را به خوبى و گاه به بدى ياد مىكند و روى همرفته مىتوان از نوشتههاى او دربارهء دكتر طولوزان قضاوت كرد . در رجب 1299 كه دخترش بيمار بود و طولوزان به موقع به عيادت او نرفته است مىنويسد : « به اين طولوزان خيلى خدمت كردم . پولها از شاه گرفته به او رساندم . نشان تمثال ، لقب جنابى ، دو هزار تومان پول ، خانه ، خيلىخيلى خدمت دولتى به او