محمد حسن خان اعتماد السلطنه

542

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

معتمد الحرم ، حاج آغا ( ص 47 - ص 24 چاپ اول ) ابتدا خواجهء فتحعلى شاه بود . فتحعلى شاه او را به كامران ميرزاى پسرش بخشيد . بعد از فوت كامران ميرزا دروبائى اول زمان آن پادشاه زن صاحبديوان او را به يكصد تومان خريد . در 1285 كه زن مزبور به مكه رفت نوشتهء آزادى از صاحبديوان گرفت . بعدا به واسطهء مهدعليا خواجه گلين خانم زن بزرگ شاه شد . پس از فوت آغا بشير خواجه‌باشى در 1288 به‌جاى او خواجه‌باشى شد و سرانجام چهار ساعت به غروب مانده شنبه هفدهم ربيع الاول 1305 در هشتاد و هشت سالگى درگذشت . اعتماد السلطنه ثروت او را شصت هزار تومان نقد و جنس برآورد كرده است . اسباب او را كه امين السلطان به حضور شاه آورد دوسه پارچه جواهر از قبيل سر عصا و قمه و غيره بود و چند طاقهء شال و هزار و دويست تومان پول نقد . جسد او را در حضرت عبد العظيم دفن كردند . ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 599 و 605 ) اعتماد الحرم ، حاج سرور خان ابتدا خواجهء دوستعلى خان معير الممالك بود . معير او را به ناصر الدين شاه داد و او از خواجه‌هاى اندرون شاه شد و پس از فوت حاج آغا جوهر خواجه‌باشيگرى و لقب اعتماد الحرم به او داده شد ( چهارشنبه 21 ربيع الاول 1305 ) و بعدا هم سرتيپ اول گشت . اين خواجه خود از متعيينين و متمولين بود و گويند فراشباشى و منشىباشى داشت . پس از قتل ناصر الدين شاه او را به تبريز فرستادند و در آنجا خواجه‌باشى محمد - على ميرزاى وليعهد شد و تا 1324 در اين سمت بود . سيد ميرزا كاشانى ( سرهنگ ) ( ص 47 - ص 24 چاپ اول ) اين سيد ميرزا در وليعهدى شاه غلامبچه بود . آوازخوان و دلخك و زيادى از حد طرف ميل بلكه عشق شاه بود . در اول سلطنت شاه ميرزا تقى خان او را از خلوت بيرون كرد . داخل مدرسه شد . با من در درس نظام همدرس بود . مدتى هم سرهنگ فوج ترشيز بود . حالا بيست سال است بيكارست . . . فىالفور كه او را ديدند پيشخدمتى به او دادند ( خاطرات اعتماد السلطنه 17 ذى حجهء 1301 ) . اين شخص در 1277 سرهنگ فوج كوهپايه بود و به جهت انتظام قلعهء ناصرى و حراست سرخس مأمور آن سامان شد