محمد حسن خان اعتماد السلطنه
533
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
نمود و عبد الله خان امين الدوله را براى رسيدگى به محاسبات مالياتى به گيلان فرستاد . محمد رضا ميرزا در ايام حكومت خود در گيلان يك دست وسايل چاىخورى با كنيزى كه در چاى درست كردن مهارتى داشت به حضور پدر تقديم داشت . پس از فوت فتحعلى شاه چون با محمد ميرزا موافق بود به عجله خود را از اصفهان به تبريز رسانيد و خبر درگذشت شاه را به او داد . وى در 1277 هجرى قمرى درگذشت . محمد ولى ميرزا ( ص 46 - ص 22 چاپ اول ) پسر چهارم فتحعلى شاه در 1203 متولد شد و در يازده سالگى حكومت سمنان به وى داده شد . در شانزده سالگى به حكومت خراسان منصوب گشت و حسين خان سردار قاجار قزوينى به سمت فرماندهى قشون كار دفاع خراسان را در مقابل تركمنها به عهده داشت . در 1222 فيروز الدين ميرزا پسر تيمور شاه و نوادهء احمد خان درانى خواست به خراسان غربى دستاندازى كند و صوفى اسلام از مشايخ نقشبنديه را آلت دست خود قرارداد ولى محمد ولى ميرزا و برادرش محمد خان قاجار دولو پيشدستى كرده صوفى اسلام را در جنگ كشتند و فيروز الدين ميرزا را شكست دادند و او ناچار به اطاعت دولت درآمد . در 1224 نيز تركمانان را از دشت خاوران راند و در 1228 يوسف كاشغرى را كه ادعاى نبوت مىكرد و با جماعت تركمانان به گرگان هجوم آورده بود شكست داد . با همه اينها شاهزاده در كار ملكدارى تدبيرى نداشت . لذا در 1228 خوانين خراسان با او مخالف شدند و او گمان كرد كه اسحق خان قرائى محرك آنها است . او را به مشهد خواست . دولت نيز اسمعيل خان دامغانى و برادرانش ذو الفقار خان و مطلب را به كمك شاهزاده فرستاد و آن سه سردار خوانين مخالف را شكست دادند . ولى اسحق خان همچنان در نهان با شاهزاده مخالف بود تا اينكه شاهزاده او را كشت ( 1231 ) و انقلاب خراسان تشديد يافت . لذا فتحعلى شاه محمد ولى ميرزا را معزول و حسنعلى - ميرزا شجاع السلطنه را حكمران خراسان نمود . در 1238 محمد ولى ميرزا به حكومت يزد منصوب شد و تا 1243 در آن شهر بود . در آن سال كه به طهران مسافرت كرده بود عبد الرضا خان يزدى پسر محمد تقى خان بافقى بيگلربيگى تمام كسان و بستگان او را از يزد بيرون نمود و اموال شاهزاده را به تصرف درآورد . لذا شاه حسنعلى ميرزا را براى تصرف يزد به آن سمت فرستاد . در آغاز سلطنت ناصر الدين شاه كه شاهزاده پير شده بود مأمور اقامت در سراى مهدعليا شد تا مراقب ورود و خروج اشخاص به آنجا باشد و كسى بدون اجازهء او با مادر شاه ملاقات نكند .