محمد حسن خان اعتماد السلطنه

514

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

در 1298 از دربار رانده شد ولى اين حال چندان طول نكشيد و به شفاعت ميرزا يوسف مستوفى بخشيده شد . در اوايل سال 1299 دوباره به سمت داروغه و قورخانه با عنوان وزير بقايا به محصلى دفتر استيفا منصوب شد . در 1303 از اين كار معزول و به عراق تبعيد گرديد ولى باز دوران تبعيد چندان طول نكشيد و امين حضور به سر كار باز آمد ، چه نايب السلطنه از او شفاعت كرد . در 1306 حكومت ساوه و زرند و رياست اين شاهسون بغدادى به او داده شد و هنوز هم وزير بقايا بود . در وقايع رژى 1308 او را براى اسكات مردم تبريز فرستادند اما نتوانست كارى از پيش ببرد . مردم تبريز لوحه‌اى برگردن سگى بستند كه بر روى آن نوشته بود « فرستادهء شاه امين حضور است » و سگ را در كوچه‌هاى تبريز گرداندند . امين حضور كله‌خورده از تبريز برگشت . حدس زده شده است كه امين حضور از عوامل انگليسها در ايران بوده است چه در هنگام تبعيد او شاه حكم كرد كه از تمام عملهء خلوت التزام گرفته شود كه من‌بعد نبايد هيچيك از آنان با فرنگيها يعنى مأمورين سياسى خارجى مراوده داشته باشند و اينكه او را هم در غائلهء رژى به تبريز فرستاده پيداست كه طرفدار روسها نبوده است چه روسها اساسا با اين كار مخالف بودند . امين حضور بسيار پررو و نوكرمآب و به آداب حضور شاه بسيار وارد و واقف بود . اينكه او را هم محصل بقاياى مالياتى كرده بودند از جهت ابرام در وصول بوده است . سه راه امين حضور طهران به نام اوست و او پدرزن ميرزا تقى خان مجد الملك بوده است . اقبال السلطنه ، آقا رضا عكاسباشى ( آجودان مخصوص ) ( ص 44 - ص 21 چاپ اول ) برادر ميرزا علينقى حكيم الممالك و متولد 1259 هجرى قمرى . در آغاز كار از پيشخدمتهاى حضور ناصر الدين شاه بود و در سال 1280 « عكاسباشى » لقب گرفت . در سفر اول و دوم ناصر الدين شاه به اروپا همراه شاه بود و پس از بازگشت علاوه بر مشاغلى كه داشت به سمت خازن صرف جيب شاه تعيين گرديد . در سال 1301 رئيس و وزير قورخانه گرديد و در سال 1302 ملقب به اقبال - السلطنه شد . در 1304 علاوه بر وزارت قورخانه به نيابت فتحعلى خان پسر يكسال و نيمهء كامران ميرزاى نايب السلطنه كه امير توپخانه شده بود منصوب گشت . در 1306 رئيس توپخانه هم شد . وى در روز جمعه 9 جمادى الثانيه 1307 كه به باغ خود در آجودانيهء شميران رفته بود سكته كرد و درگذشت .