محمد حسن خان اعتماد السلطنه

28

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

مىنويسند و هركتاب و مطلب مشكلى را بدون معاونت مترجم و كتاب لغت ترجمه مىكنند و اگر به زبان فرانسه كمتر حرف زنند محض تعمد است . انگليسى را در اوان وليعهدى تحصيل كرده مىخوانند و صحيحا تلفظ مىنمايند . اما بدان تكلم نمىكنند . تركى جغتائى را كه اينك در ممالك عثمانى متعارف است كاملا مىدانند و مشكلات كه در املاء و منشئات آن زبان است جمله در آن حضرت واضح و آسان باشد . چندى هم به تحصيل زبان روسى پرداخته و با صعوبت خواندن الف باى آن اين كار را نيز ساخته‌اند . در علم جغرافيا طورى احاطه دارند كه قرا و قصبات ممالك و انهار و جبال [ و ] رساتيق اقاليم خمسه را به تفصيل دانند و شرحى مبسوط از هرناحيه توانند و همانا كرهء ارض در دست مبارك گوئى است . در علم هيئت و نجوم جديد مهارت آن اعلى حضرت نيز امرى معلوم است ، و در تفسير آيهء شريفهء رب المشرقين و رب المغربين فرموده‌اند اشاره به دو مغرب و مشرق دنياى عتيق و جديد است كه هردو روى كره باشد ، و در كريمهء رب المشارق و المغارب فرمايند مشارق و مغارب ساير سيارات عالم شمسى ماست ، و اين كلام پيغمبر مرسل و كتاب منزل ظهور معجزه‌ايست و انتقال به اين اعجاز را بايد از كرامات آن ذات مقدس شمرد . اما از سير گذشتگان تاريخ ايران را آنچه نوشته‌اند از مصنفين عجم و عرب و يونان و لاتين و غيره مركوز ذهن مبارك است و تاريخ قديم و جديد ساير ممالك را از هرسلاله و طبقه كه باشد به خوبى مىدانند و از هرنقطه ذكرى شود شرحى وافى در آن بيان مىفرمايند و همه قسم تاريخ بالاستمرار در حضور همايون خوانده مىشود و بنابر [ علاقه ] تتبع كامل مىفرمايند . ذو القرنين كه در قرآن كريم ذكر او شده و بر شرق و غرب عالم استيلا يافته و او را مالك اقاليم سبع دانند همان سرزستريس معروف مصرى است و تاريخ پطر كبير و فردريك كبير و ناپلئون اول بتمامه در مد نظر مبارك است و ولعى به مطالعهء آن كتب دارند . اما در امور پليتيكى بواسطهء ممارست در اين فن كه اتصالا روزنامه‌هاى فرنگ در حضور اقدس خوانده مىشود طورى متبحر مىباشند كه هيچيك از ديپلوماتهاى بزرگ را آن درايت حاصل نشده و در ظرف چهل و دو سال سلطنت هيچ‌يك از وزراء نمىتوانند ادعا كنند كه عرض رائى در حضور مبارك نموده‌اند ، بلكه آنچه شده مستند به آراء خاصهء همايونى بوده و اگر نقص و خلافى به ظهور رسيده ثابت است كه از عدم بصيرت و لياقت وزير است كه نتوانسته اوامر عليه را به مواقع اجرا رساند . اما شعر اقسام آن را با طبعى قادر چون استادان كامل نظم مىنمايند و لئآلى افكار ابكار شاهانه و ديوان همايون زياده از پنج هزار بيت است ، نمونه را اين چند شعر در اين محل ثبت افتاد . در تغزل فرموده‌اند :