محمد حسن خان اعتماد السلطنه

261

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

مدون است مبرهن است و « نه همان در كلام موزون است » بلكه « در تمام علوم ميزان است » ، على الخصوص در فن كلام و اصول عقايد و امهات رياضيات و اخبار اوايل و معرفت تفسير و صناعت اعراب و شعب ادب كه در اين جمله از جملهء رئوس مسائل به قلم مىآيد بلكه از اجلهء افاضل به شمار مىرود و هكذا در خطوط چند استادى است هنرمند ، و نيز نه همان در كسبيات از آحاد است كه هم در موهوبيات از افراد است ، مانند حصافت عقل و حصانت فكر و اصالت رأى و اصابت خاطر و مناعت جانب و شدت شكيمه و سهولت خليقه و سعهء صدر و علو همت و ملكهء جود . ليس على الله بمستنكر * ان يجمع العالم فى واحد نواب على بخش ميرزا ابن جهانگير ميرزا از اميرزادگان فاضل اين عصر است . در ادبيات و بعضى از السنهء اروپيه مهارت كامل دارد و مترجمى حضور مبارك حضرت وليعهد ادام الله ظلاله با اوست . ميرزا على خان امين الدوله فهرست جميع فنون است و افتخار بزرگ اين عهد همايون . در كافهء فضايل و علوم بومى و بيگانه از اجلهء اساتيد زمانه به شمار مىآيد . ادوات رياست عظمى را بر رسم صدور سلف تكميل كرده بلكه در خط تحرير و صناعت ترسيل اسلوبى مخصوص تشريع نموده است و سبكى مطبوع تأسيس فرموده . نويسنده‌هاى مشهور ايران در اين دوران همه بر سنت او مىروند و تقليد وى مىكنند . حق‌تعالى از قدرت قلم اعلى گوئى سهمى بر كلك اعجاز سلكش نازل فرموده است كه چون بخواهد دولتى را در بحبوحهء دشمنى دوست مىكند و مملكتى را با هرگونه سركشى رام مىسازد . و در چنين عهدى كه بر حسب اتفاقات عالم عمدهء مدار حكمرانيهاى ملل و مقاومتهاى دول بر پليتيك قرار گرفته است نيروى راى و تحرير اين وزير نحرير با اضعاف استعدادات حربيهء دول قويه برابرى مىكند و همسرى مىنمايد . صنعت نقاشى و علم لغت فرانسه را نيز استادانه مىداند و هكذا در سرودن اشعار حكيمانه اوحدى زمانه است و خداوند مقاطيع طنانه ، سدد الله بيانه و بنانه . نواب مغفرت‌مآب عليقلى ميرزا اعتضاد السلطنه وزير علوم خلف خاقان مغفور فتحعلى شاه قاجار . يك دهن خواهم به پهناى فلك * تا بگويم وصف آن رشك ملك در اين عهد جاويد مهد از رجال و اعيان احدى به قدر وى ترويج علم و دانش و هنر نكرد . مكرر از لبهاى مبارك اين پادشاه خاطرآگاه مسموع افتاده است كه تشويقا فرموده ثلث مردم ايران را عليقلى ميرزا تربيت كرد و به عزت و اعتبار و انتشار اسم و اشتهار او نيز در اين دولت كس نرسيد . جميع پادشاهزادگان بزرگ و دانشمندان عظيم الشأن و صدور و اعيان و فحول و اركان ممالك ايران در محضر وى خاضع بودند و به ظاهر و باطن خويشتن را نزد او خرد مىشمردند و نامش حضورا و غيابا به احترام