محمد حسن خان اعتماد السلطنه

26

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

باب اول در ذكر شمه‌اى از شمايل و فضائل خاصهء پادشاه جمجاه خلد الله ملكه و سلطانه شمايل همايون اعليحضرت قدر قدرت اقدس صاحب قرانى ادام الله تعالى شوكته كه همواره به بشاشت و فرخندگى مقرون است حاكى از تمامى خلقت و تناسب عناصر و استكمال قوى و استعداد حواس و مدارك عاليه و مشاعر كامله مىباشد . پيكر مبارك در كمال اعتدال است و هرلباس كه دربر داشته باشند به سبك جديد يا قديم به طرز فرنگى يا ايرانى ، نظامى يا غير نظامى حتى جبه و امثال آن نهايت زيبنده و برازنده به نظر مىآيد چنان كه گاه شده كه قباى قدك پوشيده‌اند همان جلوه نموده كه خفقان مرواريد و شب كلاه بر فرق فرقدسا گذاشته و از آن فر تاج كيانى پديد ، و نگارندهء اين فصول نه تنها حضرت اقدس شهريارى را در ايران و در دربار سپهر نشان ديده كه بگويد تجمل پادشاهى و سلطنت است كه چاكر و رعيت را بالطبع موله و مجذوب مىنمايد بلكه بارها در اقليم و ممالك فرنگ با سلاطين و امپراطورهاى با تمكين حضور همايون اين شاهنشاه را مشاهده كرده ، شهد الله كه در همه كشور شه است و شاه نشان است * خسرو صاحبقران و كهف امان است بالاى همايون نه زياد بلند و نه كوتاه و آنها كه از علم قيافه آگاه‌اند دانند كه صاحب قامت معتدل طبع مستقيم دارد و كارها را به دست افراط و تفريط نگذارد و به تحقيق و تجربه گفته‌اند : كوتاه بود فتنه ، سبكروح بلند * اى معتدل القامه توئى دانشمند در سمن و هزال اعضاء و اندام ملوكانه را نيز حد اعتدال است . رنگ پوست بدن سفيد مايل به حمرت باصفا و بىكدورت و از اين‌رو دموى بودن مزاج ظاهر شود و انبساط و اهتزاز طبع و طبيعت را برهانى باهر باشد . چهر مهر لمعان در عين خوشروئى آيت ابهت و احتشام است و سيماى صباحت انتماى معلى مبين هرگونه سماحت و اقدام انوار پادشاهى از آن پيدا و اسرار آگاهى ازين هويدا . جبين اقدس اعلى با وجود سطوت و مخايل شوكت لامع و گشاده و ملازمان حضرت را پيوسته بخرمى بشارت داده است . گونه‌هاى مبارك متلألى باشد و درخشنده چون لئالى و مىتوان گفت احدى از ملوك معاصرين را اين تجلى و جمال نيست و به نام ايزد حضرتش را برترى است و