محمد حسن خان اعتماد السلطنه
198
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
فى الواقع دايرهء تحرير در اين رساله از اداء تكليف ترجمهء اين فقيه اعظم بسيار تنگ است . عبارتى نداريم كه هم حق مقام اينگونه بزرگان با آن بپردازيم و هم از شرط اختصار تخلف نورزيم . تاريخ فوت اين علامه اعلى الله مقامه چنان كه در « مآثر السلطان » نيز نوشتهام يكهزار و دويست و هشتاد و نه است به سن هشتاد تقريبا . شيخ صالح ششترى فقيهى جليل القدر و مجتهدى عظيم الشأن است . در مملكت خوزستان و آن حوالى مرجع ملتى و رئيس دينى امروز همين بزرگوار مىباشد . زمانى كه نگارنده نايب الايالهء عربستان بود از جانب مرحوم ضياء الملك ( حاج على خان اعتماد السلطنه ) والد مؤلف ، غفر الله له ، صحبت اين فاضل فرزانه و عالم يگانه را مكرر دريافته است ، اطال الله بقائه . حاج ملا هادى سبزوارى فيلسوف اعظم دوران و حكيم على الاطلاق در تمام ايران اين بزرگوار بود . وى در دوران اين پادشاه چنانست كه ملا صدراى شيرازى در عهد شاه عباس كبير . هر حكيم متأله و عارف متصوف و مرتاض متشرع كه در عصر ما هست انتسابش به آستان اوست . در اين مائهء گذشته حكمت و معقول را اين مرد فرد به همانطور تأسيس كرد كه شيخ مرتضى فقه و اصول را . مردم از وى كرامات چند نقل مىكنند . در سفر اول موكب همايونى به خراسان در سبزوار با اين شهريار مرحمتشعار ملاقاتى حكيمانه كرد . در ديباچهء حكم الاسرار و در بعضى اشعار به سيرت ملوكانهء اين پادشاه قدس نهاد اظهار اعتقاد نموده و او را به عدالت و رأفت و انواع ملكات ملكوتيه ستوده است . تصنيفات بسيار دارد كه بعضى مكرر به طبع رسيده . تفصيل زندگانى شخصى او را در سفر ثانى موكب منصور به خراسان خود بلا واسطه از دو پسر دانشورش آقا محمد اسمعيل و آقا عبد القيوم ، سلمها الله ، و از عيال كرمانيهاش كه در وراء پرده نشسته بود و تقرير مىنمود به شرح شنيدم و در ترجمهء سبزوار از مجلد ثالث « مطلع الشمس » گنجانيدم . در اشعار « اسرار » تخلص مىكرد . مولى كاظم سبزوارى متخلص به « سر » در تاريخ فوت استادش « اسرار » گفته : « اسرار » چو از جهان به در شد * از فرش به عرش ناله برشد تاريخ وفاتش ار بپرسند * گويم كه نمرد زندهتر شد تاريخ ولادتش « غريب » است و مدت عمرش « حكيم » .