محمد حسن خان اعتماد السلطنه
176
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
رواج بستنىفروشى در بازار و برزن . رواج پوست مرغز كه در بسطام و شاهرود تربيت مىكنند و به عمل مىآورند . استعمال و اكسيلبند « 1 » مرصع از الماس برليان كه از ملابس خاصهء همايونى و مستعملات مخصوص شخص اقدس شهريارى است . ايجاد كلاه نظامى كه عبارت است از پوست بخارائى بدون مقوى ، مشتمل بر كلكى از مخمل سياه به طرز كلاهى كه در دولت زنديه و ايل قاجاريه استعمال مىشده است . ايجاد نشان شير و خورشيد در كلاه كافهء اهل نظام بر وجه مسطور فى الذيل : - شخص همايونى الماس - امراء تومانات حتى حضرت اقدس و الا نائب السلطنه اميركبير وزير جنگ طلا - سرتيپان اول طلا و نقره با غلبهء اجزاء طلائى - ساير مراتب و ارباب مناصب اعضاء و اجزاء طلائى و نقرهاى بالتساوى - سرباز برنج ايجاد سردوشى الماس كه از امتيازات عظمى است در اين دولت و كسانى كه به شرف و شأن اين نشان نايل گرديدهاند از اين قرار است : - حضرت مستطاب اقدس و الا مظفر الدين ميرزا وليعهد به صورت شير و خورشيد - حضرت اقدس و الا سلطان مسعود ميرزا ظل السلطان - حضرت اقدس و الا كامران ميرزا نايب السلطنه وزير جنگ - حاج ميرزا حسين خان قزوينى سپهسالار اعظم كه به طغراى اسم همايون مطرز بود - نواب اشرف و الا محمد تقى ميرزا ركن الدوله - حسنعلى خان گروسى امير نظام - ميرزا حسين خان معتمد الملك منع از تملك مبيع به شرط خيار الفسخ اين معامله در اين عهد بسيار معمول است و چون محققين فقهاء اين گونه بيوع و مصالحات را از حقيقت قصد معرى مىدانند پادشاه جمجاه حقايقآگاه قدغن كرد كه مشترين در املاك مردم طمع نبندند و تصرفات مالكانه ننمايند ، و البته مثل مال خود
--> ( 1 ) - ( - واكسيلبند ، كلمه روسى )