محمد حسن خان اعتماد السلطنه
177
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
را به حكم ديوان اعلى دريافت كرده از املاك بايعين شارطين رفع يد نمايند ، ولو بعد سنين من انقضاء مدة الخيار . منع از استماع دعاوى بيست ساله « 1 » تعديل و مميزى بسيارى از ممالك ايران چون سوانح ويرانى و آبادانى هيچوقت در يك نقطه قيام على الدوام ندارد و غالبا احوال ضياع و مستغلات ما بين صعود و هبوط است لاجرم اخذ خراج نيز كه داير مدار عمارت و ترقى ملك مىباشد بر اختلاف خواهد بود . از اين رهگذر مكشوف خاطر خطير مرحمت تخمير گرديد كه حال بسيارى از بلوكات و الكاها و قرى و قصبات چند مملكت از قلمرو پادشاهى لايتناهى ما بين افراط و تفريط افتاده است . حكام به موجب دستورالعمل قرنهاى گذشته از ملك عامر ماليهء حالت باير مىطلبند و از ده ويران خراج مزرعهء آبادان مىستانند . پس حكمهاى متواتر صادر گرديد تا اشخاص امين با بصيرت و تمييز بنوبتها بر سر مستغلات و مزارع آن ممالك رفته از روى تحقيق عوارض و مالوجهات هرجا را مميزى كردند و در تحت تسويه و تعديل آوردند . تسليم سرخطهاى موشح بخاتم مبارك همايونى به هريك از قرى و مزارع و مستغلاتى كه در تحت قانون تعديل داخل گرديده تا طبقات رعايا در ظل آن نشان مهر لمعان از مطالبهء فاضل آنچه صريحا در قلم آمده است در امان بوده باشند . بيع املاك خالصهء ديوان اعلى املاك خالصهء ديوانى از آنجا كه مراقبى مخصوص نداشت و نظر عمومى حكام نيز كافى نبود غالبا در عداد ضياع مخروبه محسوب مىگرديد و استعداد آب و خاك و رعيت يك جا باطل مىشد امناء دولت و رجال مملكت برحسب اشارت شخص همايونى در اين باب تدبيرى سخت نافع انگيختند ، آنكه مزارع و قرى و مستغلات ديوان اعلى را به اهل ثروت و مكنت از طبقات رعيت بفروختند و قبالجات صريح صحيح مزين به خط آفتاب نقط و خاتم خورشيد توأم به مشتريان بسپردند . اينك املاك مزبوره و رعاياى آنها ارباب مراقب و اصحاب مواظب به هم رسانيده هم عايدهء معمول و مالوجهات متعارف ديوانى را كماكان مىپردازد و هم در عمارت و زراعت و فلاحت به اضعاف ازمنهء گذشته پيش مىرود . بالجمله اين مقدمه نيز منتج فوايد بسيار گرديد و ثمرهاى سخت بزرگ بخشيد . منع اكيد و نهى شديد از سب خلفاء راشدين و مؤسسين شريعت و دين همانا از عهد سلاطين صفويه انار الله براهينهم جهال ايران حسب العاده در نگارش
--> ( 1 ) - قاعدهاى كه امروزه به آن « مرور زمان » گفته مىشود و مقدارش تفاوتها دارد .