محمد حسن خان اعتماد السلطنه

159

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

با پدر و برادر و شيخ مفيد در اين باب مخالفت ورزيد و در اشعار خود اشعار به شكايت از بنى العباس و شوق دربار ديار مصر نمود خليفهء عباسى از منتهاى بزرگ كه در جملهء پيغامهاى خويش به سيد رضى اظهار داشت همين تفويض منصب نقابت بود . و نوشته‌اند كه رضى در سياست سادات بسى سخت بوده است ، و بعد از وى اين منصب جليل بر برادر بزرگوارش سيد مرتضى قرار گرفت . الغرض نقابت شغل عظيم و منصبى جليل بوده است و هرشهرى نقيبى مخصوص داشته كه او را نقيب النقباء برمىگماشته و ايشان آحاد و افراد اولاد و نژاد بنى ابى - طالب بطنا بعد بطن از معقب و دارج همه را از روى مشجرات و يا مبسوطات مىشناخته‌اند . در همين رى و قراى وى نسابه بسيار بوده‌اند و اين عنوان عالى از چند قرن متوالى است كه منسوخ گرديده ، اشراف عرضهء توهين شده بودند و از فقراء سادات فسادات به صدور مىرسيد و در محافل و مساجد و معابر و غيرها سؤال و ساير امورى كه شايسته شأن و شرف ايشان نيست ارتكاب مىنمودند . على هذا محض احترام مقام رسالت از موقف اعلاى عزت و جلالت بر عهدهء ابناء دولت جاودانه فرمان شاهنشاهانه در رسيد تا به منصب نقيب السادات ديگرباره عظمى به سيادت نهند و دايرهء متروكهء نقابت را اعادت دهند . اينك در تاريخ تأليف كتاب قدوة السادة جناب آقا سيد محسن موسوى براى اين منصب منتخب افتاده . ادارهء سانسور « 1 » كه عبارت است از تفتيش كتب و روزنامهاى وارده از خارج چون بعضى از مطبوعات بعضى از ممالك كه مشتمل بر طعن طريقى و يا قدح فريقى و يا هجاء شخصى و يا هزل فاحشى بود به لحاظ مبارك اين پادشاه قدس اكتناه مىرسيد از انتشار آنها همواره آثار كراهت بر جبين همايون هويدا بود تا وقتى كه رسالهء هجو سلالهء شيخ هاشم شيرازى مطبوعهء بمبئى را به طهران آوردند و نسخه‌اى به حضور مهر ظهور بردند . از مشاهدهء آن اشعار ناسزاوار در حق آن دانشوران بزرگوار ، نعوذ بالله من غضب الله ، شعلهء خشم شاهنشاهى زبانه زدن گرفت و در وقت به تحجير و اعدام تمام آن نسخ فرمان رفت بندهء نگارنده حاضر درگاه بود معروض نمود كه در دولتهاى اروپيه سد راه اين عيب را از ممالك خويش دايرهء تفتيش ايجاد كرده‌اند و اسم آن « سانسور » است . و چون شرحى از شرايط و شئون آن براند بر خاطر مبارك بسى پسنديده آمد و فرمان رفت تا هم در تحت نظر اين خانزاد در حدود ايران « سانسور » ايجاد شود و از آنوقت باز راه اين عيب بسته است و رشتهء اين تجارت گسسته . انكشاف معدن زغال سنگ و گوگرد و مس و زرنيخ در جوشقان كه سال پانزدهم جلوس شد و هكذا در لار قصران و رودبار آن سامان .

--> ( 1 ) - censure