محمد حسن خان اعتماد السلطنه

147

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

عليتين اسلام تدابير صائب به كار بردند و دست اخوت داده مواثيق مستحكم سپردند . جزاهم الله عن الاسلام و اهله خيرا . اينك مذاهب جعفرى و حنفى و شافعى و مالكى و حنبلى كه بمثابهء اخوهء خمس‌اند از صلب مبارك اسلام با يكديگر در كمال الفت و التيام درمىآميزند و ارتباط و اختلاط مىورزند . ما پنج برادرى كه از يك پشتيم * در پنجهء روزگار پنج انگشتيم چون فرد شويم در نظرها علميم * چون جمع شويم بر دهنها مشتيم حجت ساطع و برهان قاطع اين دعوى بانگ بلند « اشهد ان عليا ولى الله » است بر فراز مآذن در حاير مطهر و نجف اشرف و مشهد كاظمين و خطهء سامراء و حلهء فيحاء و امثالها . و هكذا صلاى « حى على خير العمل » و اقامهء صلوة با مهر نهاده و دست گشاده در حرمين مكه و مدينه و ادآء شعاير و قضاء مناسك موافق مذهب جعفرى و فقه اثنى - عشرى و تشكيل مجالس عزاء در موسم عشر عاشوراء و خواندن روضهء شهداء كه از شعار تشيع مىباشد به دار السعادهء قسطنطنيه و اشباهها . و هكذا ايجاد معلمخانه در كرسى ممالك عثامنه خلد الله سلطانهم كه موسوم به نام « دبستان ايرانيان » است و خاصهء تربيت اطفال و شبان شيعيان . حريت رعيت از اين پيش زارعين و فلاحين در هرقريه و ضيعه كه بودند به محل ديگر جرأت هجرت نمىنمودند كه ارباب و مالكين در صورت تقيد به ايشان البته متعرض مىشدند و به عنف برمىگرداندند ، و اين معنى هرچند به سرحد مملوكيت موژيك‌ها « 1 » كه رعاياى روسيه هستند نمىرسيد ولى باز بشدت هرچه تمامتر موجب استيلاء و سلطهء ارباب املاك و وسيلهء درازدستى و قهرمانى خداوندان آب و خاك مىبود . اين خسرو دادگستر عدالت‌پرور جگرهاى ستمكاران را بگداخت و رعاياى ايران را از اين قيد آزاد ساخت . اكنون مزاولين زرع كه « ثلثانش زر است و ثلث ديگر هم زر است » در عقار و مستغل هرمالكى كه خوش دارند شخم مىزنند و تخم مىكارند و در ظل همايون « يتبؤون حيث يشاؤن » . و هكذا ايلات بدوى و طوايف چادرنشين اگر از والى ملكى كه در آنجا يورت گرفته‌اند راضى نباشند و از قلمرو او برآيند و در ايالت ديگر از خاك ايران ييلاق و قشلاق گزينند والى غير مرضى را حق اعادت و استرداد ايشان نيست و متوجهات ديوانى ايشان را حاكمى كه به خاك وى درآمده‌اند خواهد گرفت .

--> ( 1 ) - موژيكهاى روسيه مرادست .