السيد المرعشي
168
شرح إحقاق الحق
چون طلب كردند مردى را يافتند كه از يك دست أو تا سر بازوى ، همچو پستان زنى بيرون آمده بود . آن حضرت تكبير فرموده بود ، ظاهر شد ، وأين از مناقب آن حضرت است . الشهيد بسيف ابن ملجم الفاجر اللعين آن حضرت شهيد شد به شمشير پسر ملجم لعين مردود - عليه لعنة الله - . وأين أشارت است به شهادت آن حضرت . روايت كرده اند كه ابن ملجم عليه اللعنة والعذاب يكى از خوارج بود وبعد از واقعه نهروان كه خوارج كشته شدند أو در مكة با دو خارجي ديگر - عليهم وعلى جميع الخوارج لعنة الله - حاضر شدند وبا يكديگر گفتند كه تمام عالم در دست ظالمان است . بياييد تا اتفاق كنيم وهر يكى از ما يكى از آن اميران را بكشيم ، يكى گفت : من أمير شام را بكشم ، ويكى گفت : من أمير مصر را بكشم ويكى گفت : من أمير كوفه را بكشم وأين ابن ملجم - عليه اللعنة - آن بود كه قبول كرد كه أمير المؤمنين را عليه الصلاة والسلام كه أمير كوفه بودند در آن وقت بكشد واتفاق كردند در شب هفدهم ماه رمضان اين كار بكنند ومتفرق شدند . وابن ملجم عليه غضب الله به كوفه آمد وعاشق زنى شد از خوارج كه أو را قطام مى گفتند واو گفت كاوين من آن است كه تو على را بكشى كه أو پدر مرا در نهروان كشته . ابن ملجم ملعون گفت : من بدين كار آمده أم . شب هفدهم ماه رمضان ابن ملجم - عليه اللعنة - شمشير خود را كه پيش قطامه گذاشته بود واو به زهر ، آلوده كرده بود ، برداشت وبه مسجد كوفه آمد وپيش آستانه بخسبيد وآن شب حضرت أمير المؤمنين عليه السلام همه شب عبادت فرموده ونماز گذارده ودر آن رمضان اندك طعامي خورده بود . سحرگاه أمير المؤمنين حسن وأمير المؤمنين حسين ومحمد حنفيه عليهم السلام