ميرزا مهدي خان استر آبادى
مقدمه 28
جهانگشاى نادرى ( فارسى )
2 - تشخيص نقاطى از مسير كه نام آنها در جهانگشاست و مدارك جغرافيايى فعلى از ذكر و بحث آنها ساكتند ؟ طبق راه منطقى دوم با نقاط مشخص در متن بايد برسم مسير حركت پرداخت و آن را از ساير طرقى كه ممكن است مسير واقع شوند متمايز كرد و سپس با تعيين مسير به روى نقشههاى قديم رفت و يا از مدارك تاريخىاى كه اكنون معلوم شده چه بايد باشند ، كمك گرفت و نقاط مجهول را مشخص كرد و چنان كه اين مدارك نيز ساكت بودند با توجه بموقعيت آن نقطه و نقاط اطراف آن وضع نقطهء موردنظر را حدس زد كه اغلب اين حدس مصاب با واقع يا در حول و حوش واقع است ، بر اين تقرير كه اگر بعدها مدركى بدست آمد و نقطه مورد بحث را نشان داد ، غالبا آن نقطه را نشان مىدهد كه حدس گفته است . از اين گذشته اغلب در ضمن اين نوع پژوهشها نقاط مشتبه بهم و همنام نيز از يكديگر تمييز داده مىشوند و مكان مطلوب از ماسواى خود مشخص مىگردد . مثلا در اطراف « تهران » چند « ابراهيمآباد » و چند « سلمانآباد » است كه جز با تعيين مسير حركت نادر محال است اصابه به « ابراهيمآباد » و « سلمانآباد » موردنظر « جهانگشا » كرد . با اين وسيلهء تحقيق نقاط جهانگشا يكيك مورد دقت قرار گرفتند . خدا گواه است كه گاه اتفاق افتاد كه چند جلد نسخهء خطى خوانده شد - نسخى كه مسير مشخص شده خواندن آنها را تجويز مىكرد - تا نقطهاى شناخته شود ولى همهء آنها بىتعيين مراد بپايان رسيدند . چه اشكال كار تنها در نقص مدارك و مراجع نبود بلكه اغلب نسخ جهانگشا در ضبط اسامى با هم اختلاف داشتند و پارهاى از اوقات ضبط آنها مخالف اجماع نسخ مرجع نيز بود ، و چنين مينمود كه بر اثر دست نساخ ضبط بعضى از اسماء منقول در جهانگشا بر غلط است و اى كاش اغلاط كتاب نيز به اين جا ختم ميشدند و اشتباه از آن نساخ بود نه كس ديگر . چه يك مطالعهء اجمالى به كارهاى ميرزا مهدى خان اين حدس را در انسان ايجاد مىكند كه جناب ايشان نيز در ضبط و نقل اسماء جغرافيايى