ميرزا مهدي خان استر آبادى
مقدمه 27
جهانگشاى نادرى ( فارسى )
دور افتاده را - البته تا آنجا كه امكان دارد - به صورت روز حدوث واقعه ببينند . تا چون مسافرى نباشند كه سرگردان و چشم بسته از كوره دههاى ماوراء قفقاز رهسپار اقصاى هندوستان است و باجبار قهرمان كتاب بايد در منزلگاههايى ، كه فقط ارزش نظامى دارند ، فرود آيد و بدشمن پردازد ، و نداند كه چه نبوغ نظامى موجب اختيار اين نقطه شده است و يا چه مميزى در بين بوده كه اين نقطه بجاى نقطه ديگر برگزيده شده است . بارى گيجى و ابهام نقاط اين گونه كتب بايد بطبع رسانندگان آنها را - در عين آنكه با كلاف سردرگمى مواجههاند - بر آن دارد كه تن بگشايش گرهها و عقدههاى كلاف دهند اگرچه با قيمت خون جگر براى آنها تمام شود ، و الا كارشان مورد قبول ارباب نظر نخواهد افتاد . معمولا براى رفع ابهام اين نقاط و تبيين آنها دو راه در پيش است : يكى راه كورمالى كردن ( Tatonner ) و على العميا دست در مشكل زدن و عقب نقطه رفتن ، بدون آنكه شخص بداند از كجا بايد حركت كند و بكجا بايد برود و نقطه منظورش چگونه رخ خواهد نمود . - اين گونه تجسسات كه ظاهرا بسيار بدئىاند غالبا اصابه بواقع نيز نميكنند و پژوهنده سرگشته و خسته با نامرادى از سير خود برمىگردد . روش ديگر كه راه استدلالى و رياضى مسأله است ، و به نظر بايد در اين گونه حوادث تاريخى مورد توجه قرار گيرد ، آنست كه با اطلاع از منطقهء وسيع عمليات قهرمان مورد بحث ، هر مسير خاص او را متتبع تاريخ بايد چون رسمكنندهء منحنى تغييرات توابع رياضى مورد مطالعه قرار دهد و با رسم منحنى حركت او پى بنقطه مجهول برد . مثلا نادر از فلان شهر قصد شهر ديگر كرده است مسير او درين حركت مردد بين دو يا چند راه است كه ازين چند راه فقط اسم چند نقطهاى از آن در مدارك كنونى موجودند و نام چند نقطهاى ديگر در مدارك كنونى - فى المثل فرهنگهاى جغرافيايى فعلى - وجود ندارند . - كار پژوهنده در اينجا آنست كه با اين مفروضات موجود دو مسأله زير را حل كند : 1 - تعيين مسير واقعى نادر از بين چند مسير ؟