ميرزا مهدي خان استر آبادى

مقدمه 18

جهانگشاى نادرى ( فارسى )

« جهانگشا » را بهتر ادراك مىكند ، زيرا اين نويسنده با وجود قيدهاى خدمت و حضور نادر و الزام بچشم‌پوشى از پاره‌اى حوادث ، باز مطالب را آنطور كه بوده است مىآورد . اينكه مىگوئيم « آنطور كه بوده است » نظر بعدم دخالت قوه خيال ميرزا مهديخان در تعبير حوادث است . چه وقتى كه اجماع وقايع‌نگاران در مطلبى بر امرى قرار گرفت آنكه سر از مجمع عليه باز زند بتحرى حقيقت نپرداخته است و در بيان وقايع گزافه‌گو و خيال‌پرداز است تا تاريخ‌نويس و وقايع‌نگار . - خوشبختانه بايد بگوئيم در اين موارد صاحب « جهانگشا » بيش از ديگران بتحرى واقع دست يازيده است ، كافى است واقعه‌اى از « جهانگشا » با « عالم آراى نادرى » قياس شود تا نفس بيان واقعه صحت اين قول را تأييد كند ، زيرا ما در يكى بافسانه‌سرايى و قصه‌پردازى برميخوريم و در ديگرى بوقايع‌نگارى و بيان حوادث . آنچه ميرزا مهدى خان در تاريخ خود آورده و به آن شكل و فرم داده وقايع سه‌گانه زير است : 1 - حوادث قبل از آشنايى نادر با شاه طهماسب چه در ايران و چه در زندگى نادر . 2 - حوادث بعد از آشنايى نادر با شاه طهماسب تا زمان كشته شدن نادر . 3 - حوادث يكسالهء بعد از مرگ نادر . از بين اين وقايع بيشتر حوادث شق دوم وقايعى هستند كه در آنها ميرزا مهدى - خان خود حضور داشته و هم گام مولاى خود هم‌رزم و هم‌بزم بوده است . در اين حوادث است كه او اغلب بمشهودات خود تكيه مىزند و آنها را بدون دخالت قوه تخيل برشتهء تحرير مىكشد . گرچه بعضى را نظر بر آن است كه او مشهودات خود را مداحانه ذكر مىكند نه با قلم يك مورخ بىنظر ، ولى با اطلاع از وضع او در خدمت نادر و رويهء نادر با زيردستان خود ، به نظر اگر غير اين مىبود « تاريخ جهانگشا » صورت نمىنمود . بارى همين استقامت كلام و مطلب جهانگشا است كه موجب شده آن بيش از كتب ديگر - در وقايع زمان نادر - مشهور و مستند واقع شود . آنچه در جهانگشا نيست و شايد از نقايص آن بشمار آيد مسأله فعاليت و نقشه‌هاى