ميرزا مهدي خان استر آبادى
مقدمه 19
جهانگشاى نادرى ( فارسى )
نادر براى تهيهء نيروى دريايى است . از قرار نادر پى بوجود قواى بحرى چه در جنوب و چه در شمال برده بود و از اهميت اين وسايل در حمل و نقل تداركات ارتش به خوبى خبر داشت و براى اينمنظور هم در درياى خزر دست بتشكيل نيروى بحرى زد و هم در درياى جنوب ، و براى تحقق نقشهء خود نيز زحمات شايانى كشيد كه متأسفانه ميرزا مهدى خان نسبت به آن ساكت است . شايد سكوت او از آن باشد كه كتاب او « روزنامچهء ظفر » است و « روزنامچهء ظفر » را با اين مطالب سر و كارى نيست . اگر واقعا نظر ميرزا مهدى خان اين باشد بايستى خيلى از مباحث استطرادى « جهانگشا » نيز حذف شود . - خوشبختانه « لكهارت » اين نقيصه را رفع و مفصلا فعاليت نادر را در تهيهء نيروى دريايى شرح داده است . محمد كاظم بيك در عالم آراى نادرى جنگ نادر را با شيطانپرستهاى يزيدى حوالى موصل ذكر مىكند ولى « جهانگشا » نسبت به آن ساكت است . شايد بىاهميت بودن مطلب موجب نپرداختن ميرزا مهدى خان به آن شده است . ازين دو كه بگذريم واقعهء كور كردن رضا قلى ميرزا از وقايعى است كه اختصار و اجمال جهانگشا در ذكر آن از نقايص اين كتابست . اى كاش ميرزا مهدى خان آن را چون حوادث ديگر بتفصيل مينگاشت تا اين همه در پردهء ابهام قرار نميگرفت و معلوم ميشد آيا رضا قلى ميرزا را در تيراندازى بنادر دستى بوده يا نه ؟ بارى همانطور كه تاكنون چندين بار ذكر شده « جهانگشا » از تواريخ متقن و دقيقى است كه براى ما از دورهء نادر باقى مانده و نويسندهء آن با توجه بعالم آراى عباسى يكيك مشهودات خود را برشتهء تحرير كشيده است و نيز در حين تقليد از « عالم آراى عباسى » گاهگاه از اسكندر بيك منشى سبقت گرفته ، در حالىكه تاريخنويسان بعد از ميرزا مهدى خان چون « گلستانه » صاحب « مجمل التواريخ » و نامى نويسندهء « گيتىگشا » هرچه بيشتر بتقليد از ميرزا مهدى خان پرداختهاند خود را بيشتر بر باد دادهاند . در خاتمه اين مقال مناسب است كه چند كلمهاى دربارهء ترجمهءهاى كتاب « جهانگشا » گفته آيد : بسال 1765 ميلادى سيّاح و نويسندهء دانماركى بنام « Carsten Niebuhr » از