ميرزا مهدي خان استر آبادى

مقدمه 4

جهانگشاى نادرى ( فارسى )

ظاهرا قول باينكه صاحب فرمان يعنى كسى كه فرمان براى او صادر شده ميرزا مهدى خان منشى نادر است ، قولى است قابل تأمّل بدلائل زير : 1 - كسى كه فرمان براى او صادر شده ميرزا مهديخانى است ملقب به « كوكب » و حال آنكه در صحت انتساب لقب « كوكب » بمنشى نادر جاى بسى سخن است و چنان كه خواهيم ديد قول راجح عدم انتساب است . 2 - منشى نادر « محمد مهدى » نام دارد در صورتى كه فرمان براى « ميرزا مهدى » صادر شده است و اين خود خلاف روش فرمان‌نويسى است - آن‌چنان خلافى كه مىتوان قائل بعدم امكان وقوعى آن شد - خاصه در فرمانى كه صاحب آن بايد مرجع اليه امور بسيار مهمى باشد . 3 - اين فرمان يا بقلم ميرزا مهديخان منشى است يا بقلم كس ديگر . اگر بقلم ميرزا مهديخان منشى است مسأله بسيار مضحك مىنمايد كه شخصى حكم استخدامى خود را آن هم با اين آب و تاب - صادر كند و بعد به آن استخدام قيام نمايد . جز آنكه بگوئيم در اواخر سلطنت شاه سلطان حسين كارها از روال طبيعى خارج شده است ، تازه اين قول هم دربارهء امور باغبانباشيگرى و حفاظت تشكيلات قصور قابل قبول نيست . زيرا چنان كه در عبرتنامه « 1 » آمده شاه سلطان حسين در حفظ ابنيهء تاريخى و تشكيلات آن سعى زياد داشته است حتى به زمان مخلوعى خود . لذا چگونه مىتوان تصور كرد كه از او چنين شلختگى در فرمان‌نويسى سر زده باشد . و اما اگر بقلم كس ديگر باشد اين سوآل پيش مىآيد كه فرمان مذكور در جزء منشآت ميرزا مهديخان چه مىكند ؟ زيرا غرض از تدوين و تبويب كتاب منشآت نشان دادن ترسّلات ميرزا مهديخان است نه چيز ديگر ، جز آنكه بگوئيم صاحب فرمان كس ديگر و نويسندهء آن ميرزا مهديخان منشى بوده است كه اين قول خود خلاف مدّعى است . 4 - تعلق فرمان مذكور بميرزا مهديخان مستلزم « دور » است بر اين تقرير : صحت

--> ( 1 ) - نسخهء خطى كتابخانهء ملى شمارهء 355