ميرزا مهدي خان استر آبادى

مقدمه 2

جهانگشاى نادرى ( فارسى )

تا بقول طلاب طلب مجهول مطلقى پيش نيايد : 1 - شرح‌حال نادر قهرمان كتاب . 2 - شرح‌حال ميرزا مهديخان نويسندهء كتاب . 3 - تبيين بعضى امور مربوط بكتاب . 1 - شرح حال نادر : از آنجا كه در خود كتاب شرح‌حال نادر به حد اشباع آمده و در تعليقات نيز موارد تاريك متن روشن شده است - البته تا آنجا كه بضاعت علمى اين ضعيف ، « و هى بضاعة مزجاة » ، اجازه ميداد - ديگر جايز نبود كه حسب حال نادر درين مقدمه آورده شود چه چنين شرح‌حالى در اينجا بىشك اطناب ممل و حشو قبيح بود . خاصه آنكه نادر آنقدر در تاريخ دويست سالهء اخير ايران مشهور است كه هركه ادنى اطلاعى از تاريخ و ادبيات اين مملكت داشته باشد او را تا حدى مىشناسد و همين شناسايى اجمالى رافع طلب مجهول مطلق است . - امّا دو مطلب ديگر در زير بوجه اختصار گفته مىآيد . 2 - شرح‌حال ميرزا مهديخان : ميرزا مهدى خان كه بنا بر قول خود در « جهانگشاى نادرى » « 1 » و كتاب « سنگلاخ » « 2 » نام كاملش محمد مهدى است پدرش محمد نصير استرابادى نام داشته است . او كه از خصيصين نادر و از مشاوران و منشيان مخصوص اوست پس از كشته شدن نادر بفتح‌آباد قوچان صلاح خود را در آن ديد كه بگوشه‌اى نشيند و باقى ايام بسر آرد تا هم از موج نارضائى مردم نسبت بنادر و نادرى در امان باشد و هم باتمام كتب ناتمام خود موفق شود . متأسفانه اين انزواء و گوشه‌نشينى پردهء ابهامى به روى زندگى او افكنده و او را در هاله‌اى از خفا نگاه داشته است كه اين خود مشكل بزرگى براى شرح حال‌نويس اوست . گذشته از اين وجود ميرزا مهدى خان ديگرى در تاريخ ادبيات دوران اخير ايران كه هم پدرش سمى پدر منشى نادر بوده و محمد نصير نام داشته ، و هم خود او از منشيان دربار بشمار مىآمده است « 3 » در اينمورد مشكل ديگرى سربار مشكل

--> ( 1 ) - جهانگشاى نادرى ( صفحهء 4 ) ( 2 ) - سنگلاخ نسخهء خطى كتابخانهء ملى شمارهء 1141 ( صفحهء 1 ) ( 3 ) - اين شخص اهل خوى و از منشيان محمد شاه قاجار بوده است . ( مجمع الفصحاء جلد دوم ص 439 چاپ اول )