جمعى از نويسندگان
48
جنگهاى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسى )
اجازهء تكذيب شايعه را نداد ، شايد به اين منظور كه دشمن دست از تعقيب مسلمانان بردارد . ابوسفيان در پاى كوه آمد و پرسيد : آيا پيامبر ( ص ) زنده است ؟ حضرتش به منظور خرد كردن روحيه او دستور داد كه بگويند : زنده است . ابوسفيان فرياد زد : « اعْلُ هُبَل » ( زنده باد هبل ) و مسلمانان به دستور پيامبر ( ص ) ، پاسخ دادند « الله اعلى و اجل » ( خداوند برتر و شكوهمندتر است ) . ابوسفيان گفت : امروز به جاى روز بدر ؛ روزگار نوبتى است و جنگ پيروزى و شكست دارد . ابوسفيان پاسخ شنيد : كشتههاى ما در بهشتند و كشتههاى شما در دوزخ . وى گفت : ما عزّى داريم و شما نداريد . پاسخ شنيد : خداوند مولاى ماست و شما مولايى نداريد . آن گاه فرماندهء سپاه كفر فرياد زد : وعدهء ما و شما سال ديگر در بدر . رسول خدا ( ص ) فرمود : بگوييد مانعى ندارد . ابوسفيان كه اين صلابت را ديد ، راهش را گرفت و رفت . « 1 » رسول خدا ( ص ) در اين هنگام نگران شد كه مبادا دشمن به مدينه حمله كند . براى پى بردن به مقصد دشمن به حضرت على ( ع ) مأموريت داد كه آنان را زير نظر بگيرد و فرمود : اگر بر شتران سوار باشند و اسبان را يدك بكشند به مكه مىروند و اگر سوار بر اسب باشند و شتران را يدك بكشند قصد رفتن به مدينه را دارند و افزود : قسم به آنكه جانم به دست اوست ، اگر آهنگ مدينه كنند به سويشان خواهم رفت و با آنان خواهم جنگيد . « 2 » نتايج جنگ جنگ احد در حالى پايان يافت كه تعدادى بين 65 تا هفتاد نفر از مسلمانان به شهادت رسيده ، عدهء زيادى ، از جمله پيامبر خدا ( ص ) زخمى شده بودند . مشركان در اين نبرد 22 كشته از خود به جاى گذاردند و هيچ كدام از طرفين موفق به گرفتن اسير نشدند . « 3 »
--> ( 1 ) - مغازى ، مترجم ، ج 1 ، ص 214 - 215 . ( 2 ) - السيرة النبويه ، ج 3 ، ص 100 . ( 3 ) - همان ، ص 133 و 135 .