حسين قرچانلو

538

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

آن را حصارى و باره‌اى و خندقى است محكم » . « 1 » مقدسى فقط به ذكر نام مارده اكتفا كرده و آن را از شهرهاى قابل ذكر اندلس مىداند . « 2 » به نوشتهء ادريسى ، شهر مارده پايتخت ( كرسى ) مملكت مارده و مارده ، نام دختر هرسوس پادشاه است . در اين شهر ، آثار و بناهايى ديده مىشود كه از شوكت و عظمت گذشتهء آن حكايت مىكند . يكى از اين آثار كه در مغرب شهر مارده است پلى بزرگ با طاقهاى قوسى بلند و زيباست كه راه عبور آن پهن و وسيع است و روى آن گنبدهايى متصل به هم ساخته شده ، به گونه‌اى كه رونده‌اى كه از روى پل عبور مىكند ديده نمىشود . در كنار شهر ، يك كومهء چوبى صيادى قرار دارد كه از داخل آن ، قنات آبى به سوى شهر روان است . چهارپايان و مردم از كنار آن كومه صيادى محكم و خوش‌ساخت عبور مىكنند . بر گرد مارده ديوارى از سنگ متخلل خوش‌ساخت استوار و محكم كشيده شده و در شهر ، بقاياى كاخها ديده مىشود . در شهر ، خانه‌اى است كه به آن دار الطبيخ ( آشپزخانه ) گويند . اين خانه در پشت كاخى قرار داشته و از قنات شهر ، آب به وسيله نهر كوچكى به دار الطبيخ ( آشپزخانه ) وارد مىشده است . هم‌اكنون [ زمان ادريسى ] آثار آن باقى است ؛ ولى قنات آن ، آب ندارد . ظاهرا كاسه‌هايى از طلا و نقره حاوى انواع خوراكها را بر روى آن نهر كوچك مىگذاشتند تا به دست پادشاه [ يا ملكه ] در كاخ برسد ؛ پس از استفادهء پادشاه از آن خوراكها ، دوباره ظرفها را در آن نهر كوچك مىگذاشتند و برمىگرداندند تا براى شستشو به دست آشپز در آشپزخانه برسد . سپس ، آب باقيمانده در آبراهه‌هاى كاخ جارى مىشد . از شگفت‌ترين عجايب ، آوردن آن آب به كاخ از طريق نهرى بود كه بر روى ستونها يا پايه‌هايى ساخته بودند . امروز [ زمان ادريسى ] تعداد بسيارى از اين ستونها پابرجاست و گردش ايام در آنها خللى ايجاد نكرده و روزگاران هم تغييرى در آنها پديد نياورده است . بعضى از اين ستونها كوتاه و برخى ديگر ، با توجه به مكان آنها ، بلندترند و بلندترين آنها به اندازهء بلندى يك تير پرتاب ارتفاع دارد . آب بر سر آنها در لوله‌هايى جارى بوده است . اين پايه‌ها به همان شكل ايستاده باقى مانده و بيننده گمان مىكند كه

--> ( 1 ) . حدود العالم ؛ ص 182 . ( 2 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 82 .