حسين قرچانلو
516
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
عبد الرحمن شورش طليطله را در 147 ق / 764 م آرام كرد . « 1 » طليطله ، پايتخت قديم گوتها و مركز ثغر الاوسط ، از آغاز فتح تا دوران فرمانروايى امويان ، در فتنه و آشوب بود . در آنجا جمع زيادى از مولدين يا مسيحيانى كه به اسلام گرويده بودند با مسيحيانى كه جزيه قبول كرده بودند ، زندگى مىكردند . مولدين و مسيحيان معاهد ، در شهر طليطله اكثريت چشمگيرى داشتند . مردم طليطله بهطور كلى مجد و عظمت پيشين خود را در دوران گوتها فراموش نكرده بودند و همواره به ثروت و كثرت و استحكام شهرشان متكى بودند . اين امور سبب تقويت روحيهء تمرد در آنان و عصيانهاى پىدرپى برضد حكومت شده بود . اين شهر از زمان عبد الرحمن داخل مركز انقلابها و پناهگاه سران شورشى بود . در 181 ق / 797 م عبيدة بن حميد در آنجا شورش برپا كرد . حكم بن هشام سردار خود عمروس بن يوسف را به جنگ او به طليطله فرستاد و عمروس شورش را آرام نمود . « 2 » در 219 ق / 834 م ، در زمان فرمانروايى عبد الرحمن اوسط مردم طليطله شورش كردند . عبد الرحمن برادرش ، امية بن حكم را با سپاهى به آنجا فرستاد . اميه گروهى از سپاه خود را به سردارى ميسرة الفتى در قلعهء رباح در جنوب طليطله كمين نهاد و خود برگشت . مردم طليطله به قصد حمله به سپاه ميسره از شهر بيرون آمدند كه ناگهان سپاه به كمين نهاده شدهء ميسره بيرون آمدند و مردم طليطله را قتلعام كردند و طليطله آرام شد . « 3 » طليطله در تمام دوران فرمانروايى محمد بن عبد الرحمن دوم در آشوب و ناامنى بود . سرانجام محمد بن عبد الرحمن در محرم 240 / ژوئيه 854 با نيرويى بزرگ عازم طليطله شد . در اين جنگ گروه زيادى كشته شدند . در روايات اسلامى شمار كشتگان را يازده هزار نفر نقل كردهاند . « 4 » يعقوبى در اواخر قرن سوم هجرى در وصف طليطله مىنويسد : از جيّان به سوى شمال به شهر طليطله مىروند و آن شهرى است استوار و باشكوه كه در شبه جزيرهء اسپانيا شهرى استوارتر از آن نيست و مردم آنكه به هم آميخته از عرب و
--> ( 1 ) . تاريخ دولتهاى اسلامى در اندلس ؛ ج 1 ، ص 176 . ( 2 ) . البيان المغرب ؛ ج 2 ، ص 69 . ( 3 ) . همان ؛ ج 2 ، ص 84 و تاريخ دولتهاى اسلامى در اندلس ؛ ج 1 ، ص 277 . ( 4 ) . همان ؛ ج 2 ، ص 94 - 95 و همان ؛ ج 1 ، ص 313 - 314 .