حسين قرچانلو
468
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
شود ، ديگر آنكه مردم شهر را ترك گويند و هرچه خواهند از امتعه و اموال و اسلحه با خود ببرند ، سپس قصر حكومتى را تسليم كنند . به مردم شهر يك ماه مهلت داده شد . . . وقتى معاهدهء تسليم امضا شد ، قصر حكومتى كه در جنوب شهر و در نزديكى دروازهء جهور بود به پادشاه قشتاله تحويل داده شد . . . و تحويل شهر روز دوشنبه پنجم شعبان 646 / بيست و سوم نوامبر 1248 بود ، كه در روايات اسلامى اين روز را روز سقوط اشبيليه مىدانند . « 1 » كالمنت مىنويسد : فرديناند سوم پس از فتح اشبيليه آنجا را پايتخت خود قرار داد . « 2 » ابو الفداء در نيمهء اول قرن هشتم هجرى ، مقارن با تسلط مسيحيان بر اندلس و اشبيليه ، در وصف اقليم آن مىنويسد : اشبيليه را كورههاى بسيار است كه بيشتر آنها در جنوب رود بزرگ آن ، يعنى وادى الكبير قرار دارد . برخى از آن كورهها نيز در شمال آن رود واقع است . كورههاى مهم اشبيليه عبارتند از : كورهء اركش ، كورهء شريش ، كورهء طريف ، كورهء جزيرة الخضراء و كورهء رنده . « 3 » وى مىافزايد كه اشبيليه در مشرق و جنوب رود بزرگ وادى الكبير و در جنوب غربى اندلس قرار دارد . شهر پانزده دروازه دارد . ميان اشبيليه و قرطبه چهار روز راه است . درازاى مملكت اشبيليه از مغرب ، از آنجا كه رود اشبيليه به درياى محيط ( اقيانوس اطلس ) مىريزد ، تا مشرق كه آن رود از كنار مملكت قرطبه سرچشمه مىگيرد ، حدود پنج مرحله راه است و پهناى آن از جزيرة الخضراء ، بر ساحل جنوبى اندلس ، تا مملكت بطليوس در شمال حدود پنج روز راه است . اشبيليه شهرى كهن و معناى آن « شهر گسترده » است . « 4 » حمد الله مستوفى كه معاصر با ابو الفداء بوده است ، اشاره دارد كه پايتخت اندلس ، قبلا قرطبه بوده ، ولى اكنون ( زمان او ) دار الملك اندلس ، اشبيليه است . « 5 » لازم است يادآورى كنيم كه بعد از اخراج مسلمانان از اندلس ، گرچه گوستاولوبن و ديگران به انحطاط فرهنگ و تمدن و تجارت و صنعت در اندلس اشاره دارند ، « 6 » بعد از گذشت مدت كوتاهى دوباره فعاليت بازرگانى
--> ( 1 ) . تاريخ دولتهاى اسلامى در اندلس ؛ ج 4 ، ص 361 ، 364 - 365 و 367 - 368 . ( 2 ) . تاريخ اسپانيا ؛ ص 148 . ( 3 ) . تقويم البلدان ؛ ص 200 . ( 4 ) . همان ؛ ص 209 . ( 5 ) . نزهة القلوب ؛ ص 265 . ( 6 ) . تاريخ تمدن اسلام ؛ ص 338 و 340 .