حسين قرچانلو
41
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
رود بردى يا رود دمشق هم از سرزمين دمشق است . اين رود ناحيهء غوطه را آبيارى كرده ، به درياچهء دمشق مىريزد . « 1 » يعقوبى مىنويسد : دمشق شهرى باشكوه و كهن است كه در جاهليت و اسلام مركز شام بوده است . . . دمشق منازل پادشاهان غسّان بوده و آل جفنه ( غسانيان ) را در آن آثارى است . مردم دمشق بيشتر از مردم يمن هستند و قومى از قبيلهء قيس نيز در آنجا سكونت دارند . بيشتر منازل دمشق ، منزلها و كاخهاى بنى اميه است و كاخ معاويه به نام الخضراء كه اكنون دار الاماره است ، در دمشق واقع شده و مسجد آن كه در اسلام بهتر از آن وجود ندارد ، در زمان وليد ساخته شده است . « 2 » ابن رسته به قديمى بودن باروى شهر دمشق اشاره كرده و مىنويسد : نخستين ديوارى كه بعد از طوفان نوح ( ع ) بر روى زمين ساخته شد ، ديوار شهر حرّان و پس از آن ديوار بابل و شهر دمشق بوده است . « 3 » ابن فقيه مىنويسد : دمشق يكى از چهار بهشت دنياست و واژه دمشق به گفتهء اصمعى از كلمهء دمشقوها ، يعنى « تندش كنيد » گرفته شده است . ابن فقيه اضافه مىكند كه معاوية قصر خضراء را در زمان عثمان بن عفان در كنار اين كنيسه ( كليسا ) كه بعدها مسجد دمشق شد بنا كرد . « 4 » به نوشتهء قدامه خراج اردوگاه دمشق شام صد هزار و ده هزار دينار ( 110 هزار ) است . « 5 » اصطخرى در وصف دمشق مىنويسد : شهرى با عظمت و از بهترين شهرهاى شام است . در زمينى فراخ و در ميان كوهها واقع است . آبهاى بسيار كه گرد شهر مىگردد و درخت و كشاورزى ( بسيار ) دارد . . . آب دمشق از كنيسهاى بيرون شهر مىآيد كه آن را فيجه خوانند . . . چشمهسارهاى بسيارى به آن آب مىپيوندد و رود بزرگى مىشود كه به آن يزيد بن معاويه گويند ؛ پهناى اين رود به اندازهء رود دجله است . به اين رود در عبور از كوهها در جايى به نام نيرب ، رود مزه و رود قناة مىپيوندد ؛ اين جايگاه همان است كه خداوند متعال مىفرمايد « . . . و آنها را در سرزمين مرتفعى كه داراى امنيت و آب جارى بود جاى داديم » . « 6 » از اين رود ، نهرها منشعب مىشود و اصل رود به نام بردى ( بردا ) خوانده مىشود . بر روى اين رود در ميان شهر دمشق پلى بستهاند .
--> ( 1 ) . المسالك و الممالك ؛ ص 59 و 152 - 153 . ( 2 ) . البلدان ؛ ص 105 . ( 3 ) . الاعلاق النفيسه ؛ ص 232 . ( 4 ) . كتاب مختصر البلدان ؛ ص 37 و 104 - 106 . ( 5 ) . كتاب الخراج ؛ ص 150 . ( 6 ) . مؤمنون ، 50 .