حسين قرچانلو
391
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
آمد و از آنجا به سجلماسه رفت . الشاكر لله محمد بن الفتح ( امير سجلماسه ) آنجا را گرفت . چون او خود را امير المؤمنين ناميده و به نام خود سكه زده بود ، . . . العنبر پسر عموى خود را به جاى او امارت سجلماسه داد . « 1 » در نيمهء قرن چهارم هجرى ، ابن حوقل سياح معروف كه خود به شمال افريقا سفر كرده در وصف سجلماسه مىنويسد : شهرى است كه جايگاه خوبى دارد و مردم آن بزرگوار و خوشرفتارند . شهر در كنار رودى است كه تابستان آب آن زياد مىشود ، مانند آب نيل ، آن هنگام كه خورشيد در برج سرطان و جوزاء و اسد است . زراعت ايشان با آب آن رود است همانطورى كه زراعت مصر با آب نيل است . يك سال بذر مىكارند و درو مىكنند ، آنچه از آن كشت رها شد سالها بعد به آن آب مىدهند ، سالى پشت سالى پربارتر مىشود و آن را تا هفت سال درو مىكنند . دانهاى دارند كه خوشهاى شبيه گندم و جو مىدهد كه دانهء آن سخت و ترد و خوشپخت است . نخلستانها و بوستانها و باغها دارند و نوعى خرماى سبز دارند كه در نهايت شيرينى است . مردم سجلماسه از خوارج « شراة » هستند و ثروتمندند و بازرگانى مىكنند . . . مردم شهر عالمند و خويشتندار و بزرگوار و سخاوتمند و اهل كرم و جوانمردى و آبرودار و محترمند . ساختمانهاى شهر مانند ساختمانهاى شهر كوفه و داراى دروازههاى بلند و كاخهاى رفيع و استوارند . « 2 » در 367 ق / 977 - 978 م خزرون بن فلفل بن خزر زنّاتى با سپاهى بزرگ به سجلماسه حمله كرد . معتز امير سجلماسه براى جنگ بيرون آمد . جنگ شديدى رخ داد و معتز كشته شد و خزرون سجلماسه را تصرف كرد و اموال فراوانى به غنيمت گرفت و سر معتز را به اندلس فرستاد . « 3 » در همين سال ( 367 ق / 977 - 978 م ) بلّكين بن زيرى به سبته آمد . . . و از آنجا به فاس و به سجلماسه و سرزمين الهبط حمله برد و همهء آنها را تصرف كرد و كارگزاران بنى اميه را بيرون كرد . بعد از مرگ بلّكين در 375 ق / 985 - 986 م خزرون زنّاتى به سجلماسه و فاس استيلا يافت . « 4 » صاحب حدود العالم در نيمهء دوم قرن چهارم
--> ( 1 ) . الكامل ؛ ج 8 ، ص 524 و تاريخ ابن خلدون ؛ ج 3 ، ص 64 - 65 . ( 2 ) . صورة الارض ؛ جزء 1 ، ص 90 . ( 3 ) . البيان المغرب ؛ ج 1 ، ص 230 - 231 . ( 4 ) . الكامل ؛ ج 8 ، ص 665 ، ج 9 ، ص 46 و تاريخ ابن خلدون ؛ ج 5 ، ص 157 .