حسين قرچانلو

392

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

مىنويسد : « سجلماسه ، شهرى است بر كران بيابان سودان نهاده ، اندر ميان ريگ و در اين ريگ معدن زرست و اين شهر جايى است كه از همهء ناحيتها گسسته است ، و جايى كم نعمت و بسيار زر » « 1 » است . مقدسى مىنويسد : سجلماسه ، نام قصبه‌اى نيز هست و شهرهايش ؛ درعه ، تادنقوست . . . حصن السودان . . . تازروت و . . . « او سيزده شهر را نام مىبرد » ، و اضافه مىكند كه قصبه‌اى است مهم . بر كنار رودخانه‌اى واقع است . . . و در سمت قبلهء آن مىريزد . . . شهر بارويى از گل دارد . در ميان شهر دژى است به نام عسگر ، جامع و دار الاماره در آنجاست . گرما و سرماى آن سخت است ، هوايش خوش . خرما ، انگور ، مويز ، انار و ديگر ميوه‌ها و غلات ديگر و خيرات فراوان دارد . بيگانگان از آنجا خوششان مىآيد و از هر سو بدانجا روى مىآورند ، با اين همه مرزى گرانقدر است . در روستايش كانهاى زر و سيم يافت مىشود . مردم آن اهل سنّت و نيكوكارند . دانشمندان و خردمندان دارند . دروازه‌هايش باب قبله ، باب غربى ، باب غدير ، باب جزّاران ، باب توقف‌گاه زنّاته و جز آن است . اطرافش شنزار است . شهر آب نيز دارد . از قيروان تا سجلماسه در بيابان سى مرحله راه است . « 2 » بكرى در قرن پنجم هجرى در وصف سجلماسه مىنويسد : شهر در 140 ق / 757 - 758 م ساخته شده و به دنبال آن شهر ترغه خالى از سكنه شد و ميان آن دو دو روز راه بود . . . شهر سجلماسه در دشتى شوره‌زار كه در اطراف آن ربضهاى بسيارى است قرار دارد . گرد شهر ديوارى بلند است كه پايين آن از سنگ و بالاى آن از آجر است . آن ديوار را اليسع ابو منصور بن ابى القاسم از اموال خودش ساخت . اين بارو دوازده دروازه دارد كه هشت تاى آن آهنين است كه اليسع در 199 ق ساخت و خودش در 200 ق درگذشت . او شهر را ميان قبايل بربر براساس آنچه امروز ( زمان بكرى ) وجود دارد تقسيم كرد . مردم شهر همواره نقاب مىزنند ، هرگاه يكى از ايشان نقاب از چهره بردارد از ديگر افراد خانواده‌اش تشخيص داده نمىشود . شهر در كنار دو رود واقع است كه سرچشمهء آنها از جايى است كه به آن اجلف گفته مىشود . در آنجا آب چشمه‌هاى بسيار جمع مىشود و در نزديك سجلماسه به دو شعبه

--> ( 1 ) . حدود العالم ؛ ص 180 . ( 2 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 329 - 330 و 354 .