حسين قرچانلو
390
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
برادرش معروف به ابن تقيه را از سجلماسه بيرون كردند . « 1 » يعقوبى در اواخر قرن سوم هجرى در وصف سجلماسه مىنويسد : شهرى است بر ساحل رودى كه به آن « زيز » گفته مىشود . در سجلماسه چشمه و چاهى نيست و ميان آن و دريا چندين منزل فاصله است و اهالى سجلماسه مردمى به هم آميختهاند و غلبه با بربرهاست كه بيشترشان از قبيلهء صنهاجهاند و زراعتشان ارزن و ذرت است و بستگى به وضع نزول باران دارد ، چه آب كافى ندارند و اگر باران نبارد زراعتى كه كردهاند ، محصول نمىدهد و از مضافات شهر سجلماسه ، آبادىاى است معروف به بنى درعه و شهر كوچكى نيز به نام تامدلت كه در دست يحيى بن ادريس علوى است . « 2 » در 296 ق / 907 - 908 م زيادة الله سوم اغلبى به عامل طرابلس نوشت كه عبيد الله مهدى را بگيرد ولى او بر مهدى دست نيافت . مهدى به سوى قسنطينه و به روايتى به سوى قسطيله حركت كرد . چون شنيد كه ابو العباس برادر ابو عبد الله شيعى در قيروان دستگير شده است ، از قسنطينه منصرف شد و به سجلماسه رفت . اليسع بن مدرار مقدمش را گرامى داشت ولى وقتى نامهء زيادة الله و به قولى نامهء المستكفى بالله عباسى به سجلماسه رسيد كه او مهدى است و يكى از داعيان او اكنون در كتامه است ، اليسع ، مهدى را گرفت و به زندان انداخت . در همين زمان ابو عبد الله شيعى نامهاى به اليسع نوشت و او را وعدههاى نيكو داد . ولى اليسع فرستاده را كشت و نامه را بازگردانيد . . . ابو عبد الله در حركت به سوى سجلماسه شتاب كرد . . . و آنجا را پس از جنگى تصرف كرد و مهدى را از زندان بيرون آورد . « 3 » اصطخرى در نيمهء اول قرن چهارم هجرى مىنويسد : سجلماسه شهرى ميانه است . از حدود تاهرت به آنجا نتوان رفتن مگر از بيابان و ريگزار دشوار . اين شهر به معدن زر نزديك باشد و سجلماسه در ميان معدن زر و زمين سياهان و زمين زويله واقع است ، و مىگويند كه طلاى هيچ معدنى صافىتر و فراوانتر از اين معدن نيست . « 4 » در 347 ق / 958 - 959 م جوهر سردار المعزّ فاطمى به فاس
--> ( 1 ) . همان ؛ ج 6 ، ص 508 - 509 . ( 2 ) . البلدان ؛ ص 138 . ( 3 ) . الكامل ؛ ج 8 ، ص 39 و 48 و تاريخ ابن خلدون ؛ ج 3 ، ص 47 و 50 . ( 4 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 42 .