حسين قرچانلو
377
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
او از شهر بصره بيرون رفت و همهء اموال و حرم و ذخاير خود را به حجر النسر كه دژ مستحكمى در نزديكى سبته بود منتقل كرد . « 1 » مقدسى در نيمه دوم قرن چهارم ، مىنويسد : بصره شهرى بزرگ و مهم بوده ولى اكنون ( زمان مقدسى ) ويرانه است . « 2 » بكرى در نيمهء اول قرن پنجم هجرى مىنويسد : بصره شهر بزرگ و وسيعى است و ناحيهاش وسيعترين نواحى ( مغرب ) است . بيشتر آن ( نواحى ) كشتزار است و به لحاظ فراوانى شير ( خوراكى ) به بصرة الذّبان و نيز به بصرة الكتان معروف است و در آغاز كار تمام بازرگانى مردم آن خريد و فروش كتان بوده است . به سبب خاك قرمزى كه دارد به الحمراء نيز معروف است . شهر ديوارى از سنگ و آجر دارد . شهر در سمت مشرق ده دروازه دارد و جامع آن هفت شبستان دارد . شهر دو گرمابه و آرامگاه بزرگى در جانب شرقى در دامنهء كوه و آرامگاهى در سمت غربى دارد كه به آرامگاه قضاعه معروف است . آب شهر شور است و آب مشروب مردم از چاه گوارايى در كنار دروازه شهر است كه به چاه ابن ذلغاء معروف است و بيرون شهر باغها يا چشمههاى بسيار و چاههاى آب گوارا وجود دارد . زنان بصره به زيبايى و نكورويى معروفند و در سرزمين مغرب از ايشان زيباتر زنى نيست . شهر بصرهء جديد نيز در همان زمانى كه شهر اصيلا بنا شد ، ساخته شد . « 3 » ادريسى در نيمهء قرن ششم هجرى مىنويسد : شهر بصره ديوارى دارد كه چندان استوار و محكم نيست . دهات و آباديها دارد ، محصول آنها غلات و بيشتر غلات ايشان پنبه و گندم است و ساير حبوبات فراوان است . شهر از همه جهات آباد است و هوايش معتدل و مردمش با شرم و حيا و صاحب زيبايى و خوشرفتارند . « 4 » ياقوت در نيمهء اول قرن هفتم هجرى ، گفتهء همه جغرافيانويسان قبل از خود را دربارهء بصره تأييد كرده و چيزى به گفتهء آنان نيفزوده است . « 5 » يك قرن بعد از ياقوت ، ابو الفداء به جاى بصره به شهر ديگرى به نام قصر عبد الكريم اشاره كرده مىنويسد : شهر قصر عبد الكريم در چهار
--> ( 1 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 5 ، ص 229 - 230 و البيان المغرب ؛ ج 2 ، ص 247 . ( 2 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 228 . ( 3 ) . المغرب فى ذكر بلاد افريقيه و المغرب ؛ ص 110 . ( 4 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 2 ، ص 531 . ( 5 ) . معجم البلدان ؛ ص ج 1 ، ص 440 - 441 .