حسين قرچانلو
366
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
حدود صد نوع ماهى صيد مىشود . نوعى ماهى به نام ماهى تن در آنجا صيد مىشود . اين ماهيان به وسيله تور و يا به وسيلهء نيزههايى كه دو سر تيز دارد و وارد بدن ماهى مىشود ، صيد مىشوند . در سبته از دريا درخت مرجان شكار مىشود كه به خوبى آن در هيچ سرزمين دريايى يافت نمىشود . در شهر سبته بازارى است كه مرجان را در آنجا تراش مىدهند و حكاكى و سوراخ مىكنند . . . و به شكلى كه مىخواهند درمىآورند و به ساير بلاد صادر مىكنند . بيشتر به غانا ( مركز بلاد سياهان ) و به همهء بلاد سياهان برده مىشود و در شهرهاى آن نواحى بيشتر مصرف دارد . « 1 » به نوشتهء ياقوت : منظور از اين لغت سبته اقدام يهود به مراسم واجب روز شنبه است . سبته از پايتختهاى مغرب و بهترين بندر آن است ، در بيابان بربر و در مقابل جزيرهء اندلس در كنار تنگهاى كه نزديكترين فاصله را با خشكى ( سبته ) و جزيرة الخضراء در آن سمت تنگه دارد . شهر مانند مهديه است . گفته شده اين شهر استوار مانند كف دستى كه به مچ و ساعد و بازو چسبيده و داراى شيبهايى است ، در دريا قرار دارد و پنج بريدگى « دندانه مانند » در سمت شمال دارد ، و درياى تنگه در جنوب اين شهر مىپيچد و از درياى تنگه منحرف مىشود . سبته تا فاس ده روز فاصله دارد . « 2 » يك قرن بعد از ياقوت ، ابو الفداء در وصف سبته مىنويسد : در نزديكى آن متنزهاتى باشد و مشهورترين آنها بليونش [ كه قبلا از آن سخن گفتيم ] است . در مشرق بليونش كوهى است كه در آن بوزينگان بسيار باشد . ابو الفداء مىافزايد : سبته شهرى است ميان دو درياى محيط ( اقيانوس اطلس ) و درياى روم و راه ورود به برّ العدوه و خشكى اندلس است و شهر آمد و شد كشتيهاست . . . بر شبه جزيرهاى قرار دارد و از جانب مغرب راه باريكى بدان داخل مىشود . بيشتر اطرافش را آب فراگرفته ، چنان كه مردم آنجا اگر بخواهند مىتوانند دريا را از دو طرف به هم بپيوندند و شهر را به صورت جزيرهاى درآورند . پهناى دريا در آنجا اندك است ، چنان كه اگر هوا صاف باشد از سبته جزيرة الخضراء در خشكى اندلس ديده مىشود . سبته آبگيرهايى نيز براى جمعآورى آب باران دارد . « 3 » ابن بطوطه سيّاح معروف طنجهاى پس از بازگشت از سفر سى سالهء
--> ( 1 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 2 ، ص 582 . ( 2 ) . معجم البلدان ؛ ج 3 ، ص 182 . ( 3 ) . تقويم البلدان ؛ ص 164 و 177 .