حسين قرچانلو

367

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

مشرق به طنجه مىنويسد : پس از زيارت قبر مادر ، از طنجه به سبته رفتم و چند ماه در آن شهر ماندم . در اينجا مرضى گريبانگيرم شد كه مدت سه ماه طول كشيد . پس از آنكه شفا يافتم براى اينكه سهمى در جهاد و جنگ با كفار داشته باشم . . . از سبته سوار كشتى شدم . . . به سوى خشكى اندلس رفتم . « 1 » آخرين خبرى كه در كتب جغرافيايى دربارهء سبته آمده ، وصف لئون افريقى در قرن دهم هجرى است كه مىنويسد : سبته شهر بزرگى است كه روميان آن را « سيفيطاس » مىخوانده‌اند و پرتغاليها آن را « سوبته » مىگفته‌اند و روميها آن را بنياد نهادند . سبته در دهانهء تنگهء ستونهاى هركول ( كوههاى هركول ) واقع شده است . پايتخت موريتانياييها ، يعنى پايتخت سراسر مناطق مورنشين بوده است . چون حكومت روميان در آنجا تأسيس شد ، به آن شهر عنايت خاصى داشته‌اند ، از اين‌رو به صورت شهرى آباد و متمدن درآمد . سپس گوتها آن را اشغال كردند تا آنكه به دست مسلمانان افتاد . لئون مىافزايد سبته به صورت زيباترين و پرجمعيت‌ترين شهرهاى موريتانى ( مورنشين ) درآمد . در اين شهر تعداد زيادى صنعتگر و اديب و عالم به سر مىبرده‌اند ؛ صنعتگرانى كه در ساختن مصنوعات مسى مهارت داشتند ، مانند ساختن شمعدانها و كاسه‌ها و ديگها . اين اشياء خريد و فروش مىشده است . گاهى اين اشياء از نقره ساخته مىشده است . لئون مىگويد : من برخى از اين اشياء را در ايتاليا ديده‌ام كه مردم ( آنجا ) گمان مىكردند ، ساخت شهر دمشق است ولى ساخته‌هاى دمشق در حقيقت زيباتر و از استحكام بيشترى برخوردار است . سبته پيوسته رو به ترقى و آبادى بود تا اينكه از زيباترين شهرهاى موريتانيا « مورنشين » شد . در آن بيشمارى مساجد و مدارس وجود دارد . . . در بيرون شهر املاك بزرگى است و سرزمينى است در نهايت زيبايى و خرّمى بويژه در جايى كه به آن بنيونش ( قبلا از آن به صورت بليونش نام برده شد ) گفته مىشود . . . ولى بيابان اطراف شهر برهنه و بىآب و علف است . بنابراين شهر از وزش بادهاى جنوب همواره در رنج و عذاب است . لئون اضافه مىكند كه خشكى شهر و اطرافش به دليل حاكميت عبد المؤمن ( امير موحدين ) بوده ، چون وقتى بر شهر

--> ( 1 ) . سفرنامهء ابن بطوطه ؛ ج 2 ، ص 776 - 777 .