حسين قرچانلو

365

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

( امير مرابطين ) سرزمينهاى متصل به تنگه ( محل عبور از دريا ) مانند سبته و طنجه و سلا را تصرف كرد . « 1 » در 551 ق / 1059 م عبد المؤمن بن على ( امير موحدين ) فرزندانش را بر شهرها ولايت داد . سبته و جزيرة الخضراء و مالقه را به پسرش ابو سعيد داد . « 2 » يك قرن بعد از بكرى ادريسى كه خودش از ادريسيان ناحيه سبته است در وصف اين شهر مىنويسد : سبته در مقابل جزيرة الخضراء بر روى هفت كوه كوچك ( در واقع هفت تپه ) متصل به هم قرار گرفته است كه برخى از آن تپه‌ها آباد و مسكون است . درازاى شهر از غرب به شرق حدود يك ميل است . در سمت غرب و به فاصلهء دو ميلى از شهر كوه موسى قرار دارد ؛ اين كوه منسوب به فاتح اندلس موسى بن نصير است و در مجاورت آن باغها و بوستانها و جنگلى از درختان ميوه ، و نيشكر و اترج وجود دارد كه به شهرهاى مجاور سبته صادر مىشود . به اين مكان كه همهء اين امكانات را دارد بليونش مىگويند . در اين بليونش ، آبهاى جارى و چشمه‌سارهاى پرآب وجود دارد . در سمت مشرق شهر ، كوهى بلند به نام منيّه است كه در دامنه و بالاى آن ديوارى [ كه قبلا گفتيم ابن ابى عامر شروع كرد ] است كه محمد بن ابى عامر آن هنگام كه از اندلس به افريقا آمد آن را ساخت ؛ چون قصد داشت مردم شهر را به بالاى كوه بياورد ، ولى ابن ابى عامر درگذشت و ساختمان آن تمام نشد . مردم سبته از انتقال به اين شهر و رفتن به بالاى كوه منيّه ناتوان بودند ، بنابراين در شهر خود ماندند . منيّه خالى ماند ولى ديوارهاى آن باقى ماند . در اين شهر ( خالى ) درخت شعرا مىرويد . در ميان شهر و در بالاى كوه چشمهء آب زلال و گوارايى است كه هيچگاه خشك نمىشود . شهر سبته چون جزيره‌اى منقطع و جداى از خشكى است و دريا آن را از هر جهت جز ناحيهء غربى احاطه كرده است . دو سوى دريا در اين ناحيهء غربى بيشتر از يك تير پرتاب نيست . نام دريايى كه در شمال آن است زقاق است و دريا در جنوب آن درياى بسول نام دارد و سبته بندرى نيكو است . در سبته لنگرگاهى براى ماهيگيرى وجود دارد و محلى هم براى صيد ماهى است . هيچ شهرى در آن نواحى در تعداد صيد ماهى و صادرات آن به پاى سبته نمىرسد .

--> ( 1 ) . الكامل ؛ ج 9 ، ص 622 . ( 2 ) . همان ؛ ج 11 ، ص 211 .