حسين قرچانلو
308
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
گيرند و باربروسا در بحبوحهء جنگ به كاخ جيجل پناه برد . « 1 » تاهرت يا تيارهء « 2 » جديد شهرى است قديمى در مشرق ولايت وهران ، در شمال غربى الجزاير ، در ناحيهء تل كه بر گردنهاى سوق الجيشى در كوههاى اطلس شمالى بر بقاياى شهر تاهرت قديم بنا شده است . اين شهر كه در قرن 16 م در تصرف تركهاى عثمانى بود ، در 1843 م به تصرف فرانسويان درآمد و به كلى تجديد بنا شد . « 3 » يعقوبى در نيمهء دوم قرن سوم هجرى در وصف تاهرت مىنويسد : شهر بزرگ مغرب اوسط و بس ارجمند و با عظمت است و عراق مغرب ناميده مىشود . مردمى به هم آميخته دارد و قومى از پارسيان كه آنان را بنو محمد بن افلح بن عبد الوهاب بن عبد الرحمان بن رستم پارسىگويند ، به زور بر آنجا دست يافتهاند . عبد الرحمان بن رستم ، والى افريقيه بود و فرزندان وى كه اباضى مذهب بودند به تاهرت رفتند . آنان رؤساى اباضى مذهبيان مغربند و شهر تاهرت پيوسته در تصرف آنان بوده است . « 4 » ابن عذارى مىنويسد : تاهرت بيشهاى بود ميان سه رود . عبد الرحمان بن رستم ، مسجدى با چهار صحن و خانههاى بسيار در آنجا بنا كرد و خانههاى مردم را خط كشيد و تعيين كرد و اين مسأله در 161 ق / 777 - 778 م بود . در اين زمان شهر قديمى تاهرت خالى و ويران بود . « 5 » محمد بن افلح بن عبد الوهاب بن عبد الرحمان در اين شهر ، دژ و بندرى بر ساحل درياى بزرگ بنا كرد كه بندر فرّوخ ناميده مىشد و كشتيهاى تاهرت در آن پهلو مىگرفتند . « 6 » عبيد الله مهدى پس از كشتن ابو عبد الله شيعى ، به باغايه و از آنجا به تاهرت آمد و آن دو شهر را فتح كرد و حكومت تاهرت را به دواس بن صولات اللهيصى داد . در 316 ق / 928 م ابو يزيد مخلد بن كيداد به تاهرت سفر كرد و در آنجا به تعليم اطفال پرداخت . « 7 » اصطخرى تاهرت را قصبهء ناكور و جزيرهء بنى مزغنّا مىداند و مىنويسد : شهرى بزرگ و آبادان و پرنعمت با
--> ( 1 ) . وصف افريقيا ؛ ج 2 ، ص 50 - 51 . ( 2 ) . Tiara ( 3 ) . دايرة المعارف فارسى ؛ ج 1 ، ص 704 . ( 4 ) . البلدان ؛ ص 132 . ( 5 ) . البيان المغرب ؛ ج 1 ، ص 196 . ( 6 ) . البلدان ؛ ص 132 . ( 7 ) . البيان المغرب ؛ ج 1 ، ص 155 و تاريخ ابن خلدون ؛ ج 3 ، ص 52 و 56 .