حسين قرچانلو
296
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
خورده ، و بسيارى از يارانش كشته شدند . كلثوم بن عياض به كار گزارش در طرابلس ، صفوان بن ابى مالك ، نامه نوشت و از او كمك خواست . او نيز با مردم قيروان به قابس آمد . در دوازده ميلى قابس ميان سپاه كلثوم و عكاشه جنگى درگرفت كه در نتيجهء آن ، عكاشه فرارى شد و بسيارى از يارانش كشته شدند . « 1 » در 138 ق / 755 - 756 م عاصم بن جميل كاهن در افريقيه ادعاى پيامبرى كرد ؛ حبيب بن عبد الرحمان بن حبيب فهرى به جنگ او رفت ؛ ولى شكست خورد و به قابس گريخت . عاصم پس از تسلط بر قيروان ، به جنگ حبيب بن عبد الرحمان كه در قابس بود آمد و او را درهم شكست و گروهى از يارانش را كشت . در 150 ق / 767 م حسن بن حرب كندى در قابس سر به شورش برداشت ؛ آنگاه به قيروان رفت و آنجا را تصرف كرد . اغلب بن سالم به قابس رفت و به مقابلهء حسن بن حرب پرداخت ، ولى در اين جنگ كشته شد . « 2 » ابن خرداذبه در نيمهء دوم قرن سوم هجرى مىنويسد : قابس شهر پارسيانى بوده كه در افريقا مىزيستند . « 3 » يعقوبى ، معاصر ابن خرداذبه ، به ذكر فاصله قابس تا قيروان كه به گفتهء او چهار منزل است اكتفا كرده . « 4 » ابن حوقل ، جهانگرد قرن چهارم هجرى ، مىنويسد : قابس در شش منزلى قيروان و در مسير جادهء آن قرار دارد . شهر ، آبهاى جارى و درختان بزرگ و انبوه و ميوههاى فراوان و ارزان دارد . تعداد فراوانى بربر در آن زندگى مىكنند . مزارع و كشتزارهايى دارد كه در نواحى اطراف ، مانند آن نيست . باغهاى زيتون و مزارع غلات دارد . گرد شهر ، ديوارى استوار و خندقى قرار دارد . بازارهاى شهر همه در حومه است . پارچهء حرير خوبى در آنجا بافته مىشود . پوست را با قيچى دباغى مىكنند و در سراسر مغرب پوستى به خوشبويى و نرمى آنجا نيست . صدقات و زكات و انواع مالياتها از يهود و چهارپايان علفخوار آنجا گرفته مىشود . مردم قابس خشن و كمگذشت هستند و از پاكيزگى و زيبايى بهرهاى ندارند . شهر ، عامل ( يا كارگزارى ) دارد كه خودش مستقلا عمل مىكند .
--> ( 1 ) . همان ؛ ص 368 - 369 . ( 2 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 3 ، ص 270 - 271 و البيان المغرب ؛ ج 1 ، ص 70 - 74 . ( 3 ) . المسالك و الممالك ؛ ص 66 . ( 4 ) . البلدان ؛ ص 126 .