حسين قرچانلو
297
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
در شهر امنيت برقرار است ؛ ولى در منطقه بيابانى آنجا شرارت و دزدى فراوان است و به اموال و كالاهاى مسافرانى كه از آنجا عبور مىكنند تعرض مىشود . « 1 » مقدسى در نيمهء دوم قرن چهارم هجرى مىنويسد : قابس از طرابلس كوچكتر است . درّهاى دراز دارد . ساختمانهاى شهر از سنگ و آجر است ؛ نخلستان و انگورستان و سيبستان دارد . شهر ، بارويى دارد با سه دروازه و مردم بيابان اطرافش بربرند . « 2 » هنگام استيلاى اعراب بنى هلال بر افريقيه ، قابس به دست بنى دهمان افتاده بود و مردى به نام رشيد بر آن حكومت مىكرد . « 3 » پس از مرگ رشيد در 543 ق / 1148 - 1149 م ، يكى از موالىاش به نام يوسف فرزند خردسال او را ، به نام محمد ، به حكومت برداشت و نيابت او را به عهده گرفت ؛ در حالىكه برادر بزرگتر ، يعنى معمر بن رشيد ، زنده بود . زن رشيد به حسن بن على بن يحيى بن تميم بن معز ، امير افريقيه ، شكايت برد . حسن به يوسف نامه نوشت ؛ ولى يوسف پاسخ داد كه اگر متعرض كارهاى او شود ، قابس را به فرنگان واگذار خواهد كرد . با اين حال ، حسن سپاهى به قابس فرستاد . يوسف از رجار ، فرمانرواى صقلّيه ، درخواست كمك كرد ؛ ولى حسن او را شكست داد و اسير كرد و معمر بن رشيد را به جاى برادرش در قابس به حكومت نشاند . « 4 » بكرى در نيمهء اول قرن پنجم هجرى در وصف قابس مىنويسد : شهر بزرگوارى است ؛ بارويى بزرگ و قديمى از سنگ و قلعهاى استوار دارد و اطراف آن ، ربضها و بازارها و مهمانسراها و مسجد جامع و گرمابههاى بسيار قرار دارد و به گرد همهء آنها خندق بزرگى كشيده شده كه به هنگام نياز ، آب در آن جارى مىشود تا مانع عبور هر چيز از داخل آن شود . شهر سه دروازه دارد . در مشرق و سمت قبلهء شهر ، ربضهايى است كه اعراب و افريقاييان در آن سكونت دارند . در شهر ، درختان ميوه و موز بسيار فراوان است و انواع ميوهها از آنجا به قيروان برده مىشود . ابريشم آن بهترين ابريشم است و از آن ، پارچهاى بافته مىشود كه در ديگر نواحى افريقيه موجود نيست . درختان ميوهء شهر به اندازهء چهار ميل به هم پيوستهاند و آب در
--> ( 1 ) . صورة الارض ؛ جزء 1 ، ص 72 . ( 2 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 318 . ( 3 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 4 ، ص 319 . ( 4 ) . همان ؛ ج 4 ، ص 319 - 320 .