حسين قرچانلو
282
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
شده است . آب باران را زمستان در بركههاى بزرگ كه آن را مأجله گويند ذخيره مىكنند . روبروى شهر يك وادى است كه در آن ، آبى شور جارى است ؛ مردم شهر آن آب را صرف كارهاى خود مىكنند . « 1 » به نوشتهء حمد الله مستوفى : قيروان شهرى بزرگ و پايتخت بنى اغلب بوده است و ايشان بر ظاهر آن ، شهر رقّاده را ساختند و سپس هر دو شهر به هم پيوسته شد . « 2 » لئون افريقى در قرن دهم هجرى ، شهر قيروان را ديده و در وصف آن مىنويسد : هدف عقبه از بناى قيروان تضمين امنيت سپاه و نگهدارى از اموال و غنايمى بوده كه از شهرهاى افريقا و نوميديا آورده بوده است . امروز شهر قيروان در يك دشت شنى ، ريگزار و لم يزرع كه در آن درخت و گياهى نمىرويد واقع است . گندم و ساير محصولات كشاورزى ضرورى مردم براى ادامهء زندگى از طريق دريا وارد مىشود . كالاها از سوسه يا منستير يا مهديه آورده مىشود و هركدام از اين شهرها چهل ميل با قيروان فاصله دارند . در فاصلهء 12 ميلى شهر ، كوهى است به نام وسلات كه هنوز آثار روميان در آن وجود دارد . تعدادى چاه و چشمه و زمين مزروعى در اطراف قيروان وجود دارد كه در آنها خردل كاشته مىشود . از كوه وسلات آب براى قيروان مىآورند . در شهر ، چاه آب گوارايى وجود ندارد . در بيرون شهر ، آبگيرهايى قديمى وجود دارد كه در هنگام بارندگى آب باران در آنها جمع مىشود . در تابستانها اعراب در اطراف قيروان به سر مىبرند و اين ، باعث كمبود آب و گندم مىشود ؛ ولى از طرفى باعث فراوانى گوشت و خرمايى مىشود كه آنها با خود از شهر يونيو ، در 127 ميلى قيروان مىآورند . در دورهاى از تاريخ ، علوم اسلامى در قيروان شكوفا شد ؛ به طورى كه بيشتر فقهاى افريقيه از قيروان برخاستهاند . با وجودى كه اعراب قيروان را ويران كردند ، تا زمان حاضر ( زمان لئون ) اين شهر مسكون و پرجمعيت است ؛ ولى وضع شهر چندان مناسب نيست . اكنون ( زمان لئون ) شهر ، جز چند صنعتگر غير ماهر چيزى ندارد كه كار بيشتر آنها دباغى پوست بز و گوسفند است . بازرگانان آنجا ، لباسهاى پوستى مرغوبى در شهرهاى نوميديا مىفروشند كه نمونه آنها در اروپا پيدا نمىشود . اين حرفه شغل موقت آنهاست و كفاف زندگى ايشان را نمىدهد ؛ مضافّا بر اينكه ، شاه تونس ماليات سنگينى بر آنها تحميل
--> ( 1 ) . تقويم البلدان ؛ ص 193 . ( 2 ) . نزهة القلوب ؛ ص 271 .