حسين قرچانلو
261
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
بكرى در قرن پنجم هجرى در وصف زويله مىنويسد : شهرى است بدون بارو ، در ميان صحرا و آنجا آغاز مرز سرزمين سودان است . در زويله مسجد جامع و گرمابه و بازارهايى است كه تمام وسايل آسايش و رفاه در آنها وجود دارد . در اطراف شهر نخلستانها و كشتزارهايى است كه با كمك شتران آبكش آبيارى مىشوند . « 1 » ادريسى در قرن ششم هجرى از بازارهاى زيبا و پركالاى زويله و خيابانهاى وسيع شهر و كوچههاى گشادهء آن سخن گفته ، مىنويسد : مردم آنجا ثروتمند ، اهل ذوق و ادراك و هوشيارند ؛ لباس سفيد مىپوشند و روش پسنديدهاى در امر تجارت و بازرگانى دارند . شهر زويله ديوارهاى استوار و خوبى دارد و اطراف آن از همهء جهات ، صحرا و بيابان و خانههاى آنان از سنگ است . در شهر ، مهمانخانههاى بسيار و گرمابههاى آب گرم وجود دارد . شهر از سمت بيابان خندق بزرگى دارد . آب مشروبشان آب باران است و در خارج شهر و در سمت غربى آن آب گرمى است كه قبل از آمدن عربها به افريقيه و خرابكارى آنان ، اطراف آن ، باغها و بوستانها و درختان ميوه و ميوهجات پاكيزه بود ؛ ولى امروز از آن آب گرم و آبادانى چيزى باقى نمانده است . « 2 » در 551 ق / 1156 م فرنگان به فرماندهى رجاريا روژه ، پسر گيوم ، به شمال افريقا و به شهر صفاقس آمدند و بر آنجا تسلط يافتند و مردى را به نام ابو الحسين فريانى بر شهر حكومت دادند ؛ ولى او از حكومت عاجز آمد و از روژه خواست فرزندش ، عمر ، را جاى او بگمارد . اندكى بعد ، عمر بن حسين فريانى بر فرنگان شورش كرد و سپاهى به زويله نزديك مهديه فرستاد و از مردم آنجا براى شورش بر عليه فرنگان دعوت كرد و آنان نيز پذيرفتند و با كمك مردم صفاقس و عربها مهديه را محاصره كردند ؛ اما وقتى عبد المؤمن ( رئيس موحدين ) به سوى مهديه آمد و آنجا را گشود مردم زويله به شهرشان بازگشتند . « 3 » ياقوت در قرن هفتم هجرى ، اوصافى را كه بكرى در وصف زويله گفته تأييد كرده ، مىنويسد : آرامگاه دعبل بن على خزاعى شاعر مشهور عرب در آنجاست . مردم زويله براى نگهبانى شهرشان روش شگفتى دارند ؛ چون
--> ( 1 ) . المغرب فى ذكر بلاد افريقيه و المغرب ؛ ص 10 . ( 2 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 1 ، ص 282 - 283 . ( 3 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 4 ، ص 323 - 324 .