حسين قرچانلو

222

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

علوه از شهرهاى مهم نوبه است كه بر كنارهء رود نيل و پايينتر از شهر دنقله واقع است . به نوشتهء يعقوبى : كسى كه از علاقى قصد بلاد نوبه كند ، پس از طى سى منزل يا بيشتر به شهر بزرگ علوه كه « سوبه » نيز نام دارد مىرسد . پادشاه علوه در آنجا منزل دارد و مسلمانان به آنجا رفت‌وآمد مىكنند . گفته مىشود كه جزيرهء علوه به جزيرهء سند پيوسته است و نيل همچنان كه در مصر جارى مىگردد ، از ماوراى علوه تا سرزمين سند در نهرى به نام مهران جارى مىشود . در جزيره‌اى كه در سرزمين علوه است ، فيلها و كرگدنها و ديگر جانداران مشابه جزيره‌هاى سند وجود دارد . « 1 » به نظر مىرسد كه يعقوبى اين نظريه را از جاحظ گرفته باشد و اين همان است كه مسعودى نيز در تخطئه جاحظ به آن اشاره كرده و ابوريحان بيرونى نيز جاحظ را ، به دليل قائل بودن به اين مطلب كه سرچشمه رود نيل و رود سند يكى است ، به كم دانشى و بىاطلاعى متهم كرده است كه در بخش كليات در همين كتاب بدان اشاره شده است . ابن فقيه درازاى اين سرزمين را - كه علوا ناميده - تا بلاد نوبه در جهت مغرب ( رود نيل ) سه ماه راه دانسته است . « 2 » مسعودى مىنويسد : رود نيل سرزمين سودان را طى مىكند و به شهر علوه ، پايتخت نوبه ، و پس از آن به شهر دنقله مىرسد . « 3 » ادريسى در قرن ششم هجرى در وصف علوه مىنويسد : بر ساحل نيل و پايينتر از شهر دنقله است و ميانشان پنج روز راه - از روى نيل - است . آب مشروب ايشان از رود نيل است و با آب نيل ، جو و گندم و ساير سبزيجات ، از جمله شلغم ، پياز ، ترب ، خيار و هندوانه مىكارند . علوه در شكل و ساخت مانند دنقله است و مردم آن ، كارشان مانند مردم دنقله تجارت و بازرگانى است . مردم علوه به سرزمين مصر مسافرت مىكنند و ميان علوه و بلاق ، شهر ديگر نوبه ، از راه بيابان ده روز راه و از راه رود نيل كمتر است . « 4 » اين قسمتها چون از سرزمين مسلمانان دور بوده ، جغرافيادانان مسلمان ، به دليل دورى راه و وجود آدمخواران سياه‌پوست ، از آنها كمتر اطلاع داشتند . آنچه باقى مانده و به دست ما رسيده نيز نتيجه تلاش و كوششهاى ادريسى است .

--> ( 1 ) . البلدان ؛ ص 114 - 115 . ( 2 ) . مختصر كتاب البلدان ؛ 78 . ( 3 ) . التنبيه و الاشراف ؛ ص 56 . ( 4 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 1 ، ص 38 .